شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٥ - اولياى خدا و خوف از عظمت الهى
مادران به فرزندانشان دارند و نيز همه محبتهايى كهازابتداتا پايان عالم پديد آمده است ومىآيد رادركنار محبت خدا قراردهيم، پىمىبريم كه قطرهاى است دربرابر دريا؛ زيرا محبت خدابىنهايت ومحبت ديگران هر چه باشد محدود است.يعنى محبت خدابه هر يك از بندگانش بيش از همه دوستىها و محبتهايى است كه در عالم وجود دارد.
در حديث قدسى وارد شده است كه شادى و سرور خداوند از توبه بندهاش، بيش از شادمانى كسى است كه در بيابان به خواب مىرود و پس از بيدار شدن مىبيند، شتر و زاد و راحلهاش ناپديد گرديده است و هر چه جستجو مىكند شتر و زاد و راحلهاش را نمىيابد. گرسنه و نااميد در آستانه مرگ قرار مىگيرد و آن گاه كه تسليم مرگ مىگردد، شتر و زاد و راحلهاش را در برابر خود مىبيند.
چنين شخصى از يافتن آذوقه و مايه حياتش، چقدر خوشحال مىگردد؟ خداى متعال از توبه بندهاش بيش از اين شاد مىشود. البته اين تعبيرات نارساست و در حد فهم ما بيان شده است و الا خداوند حالات متغير و متفاوت ندارد. (بالاخره حقايق را بايد با همين زبان براى ما بيان كنند).
دعاى بندگان مؤمن در زير حجابهاى بالاى عرش گردش مىكند، چون خدا دوست دارد سخن آنان را بشنود. در روايتى وارد شده است كه وقتى مؤمن دعا مىكند، خداوند دير دعاى او را به اجابت مىرساند تا بيشتر دعا كند؛ چرا كه خدا دوست دارد صداى او را بشنود. اما افراد ضعيفالايمان و منافق وقتى درخواستى از خدا مىكنند، زود نياز آنها را برآورده مىسازد، چون دوست ندارد صدايشان را بشنود.
***