شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - خيرخواهى خدا براى انسان
عدّهاى دستورات مربوط به حفظ و سلامتى بدن را، رعايت مىكنند و در عين حال به بيمارىهاى گوناگون مبتلا مىگردند و عدّهاى آن دستورات را رعايت نمىكنند، در عين حال سالم مىمانند، چون خداى متعال براى سلامتى آنها اسباب ديگرى قرار داده كه دور از دسترس ديگران است. اينطور نيست كه هر چه خواستيم و به دنبال آن بوديم واقع شود، چه بسا امور بر خلاف ميل و خواسته ما رخ دهد؛ ولى نبايد نگران بود و خداوند را مورد خطاب و عتاب قرار داد.
نتيجه اين حالت آن است كه انسان هيچگاه در زندگى نگران نمىگردد و همواره شاد و خشنود است و به وظيفهاش عمل مىكند و خداى را پرستش كرده، به آنچه پيش مىآيد رضا مىدهد. اما كسانى كه به «مقام رضا» دست نيافتهاند، در برابر ناملايمات و سختىها افسرده و عصبانى مىگردند و از خداوند سبحان شاكى هستند.
در ادامه روايت آمده است:
«وَ اِنَّ مِنْ عِبادي الْمُؤْمِنينَ لَـمَنْ يَجْتَهِدُ فى عِبادَتي فَيَقُومُ مِنْ رُقادِهِ وَ لَذيذِ وَسادِهِ فَيَتَهَجَّدُ لِىَ اللَّيالِىَ فَيُتْعِبُ نَفْسَهُ في عِبادَتي...»
و برخى از بندگانم در عبادت من مىكوشند و از خواب و بستر راحت، برمىخيزند و در نيمههاى شب براى من، نماز شب مىخوانند و در پرستش من خود را به زحمت مىافكنند... .
«فَاَضْرِبُهُ بِالنُّعاسِ اللَّيْلَةَ وَ اللَّيْلَتَيْنِ نَظَراً مِنّي لَهُ وَ ابِقاءً عَلَيْهِ فَيَنامُ حَتى يُصْبِحَ فَيَقُومُ وَ هُوَ ماقِتٌ لِنَفْسِهِ زارِىٌ عَلَيْها وَلَوْ اُخَلّى بَيْنَهُ وَ بَيْنَ ما يُريدُ مِنْ عِبادَتى لَدَخَلَهُ الْعُجْبُ مِنْ ذلِكَ...»
از روى لطف به او و براى اينكه ايمانش باقى بماند، يكى دو شب خواب را بر او چيره مىسازم. پس او تا صبح مىخوابد و آنگاه كه از خواب بر مىخيزد، بر خود خشمگين است و خود را سرزنش مىكند (كه چرا از عبادت محروم شدم) و اگر او را واگذارم كه هر چه بخواهد عبادت كند، خودبينى او را فرا مىگيرد.
براى اينكه ما به عجب و خودبينى مبتلا نشويم و پى ببريم همه امور در اختيار ما نيست و