شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٦ - كوچكى دنيا در چشم ملكوتى و آخرت بين مؤمن
گاهى درباره كسى كه از دنيا رخت بربسته، گفته مىشود كه دار فانى را وداع گفته و به دار باقى شتافته است! ولى انتقال در مورد بحث ما با آن انتقال متفاوت است، چرا كه مؤمن شيفته لقاى رب در دنياست و با مردم زندگى مىكند و به وظايف خود مشغول است. او گرچه در دنياست، ولى دلش از اين عالم فانى بريده است و به عالم باقى پيوسته است. پيش از اين به جمله ديگرى از همين حديث اشاره رفت كه دنيا و آخرت در نظر اولياى خدا يكسان است:
«قَدْ صارَتِ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةُ عِنْدَهُمْ واحِدَةً»يعنى آنها بر دنيا و آخرت اشراف دارند و از افقى به آندو مىنگرند كه هر دو يكسان در نظر آنان جلوه مىكند.
در واقع دنيا و آخرت مثال دو خانهاى است كه انسان از يكى به ديگرى منتقل مىگردد.
وقتى انسان به تماشاى جلال خداوندگارى نشست، دنيا از نظرش محو مىگردد و به اعتبار ديگر از اين دنيا به عالم ديگر منتقل مىشود. به تعبير على(عليه السلام) در نهجالبلاغه:
«وَ صَحِبُوا الدُّنْيا بِاَبْدان اَرْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الاَْعْلى»[١]
بابدنهايى دردنيا زندگىمىكنند كه روح آنها به آستان رفيع رحمت الهى آويخته شده است.
چنين انسانى از خانه شيطان به خانه خدا منتقل مىگردد: تا چشم به روى دنيا و مظاهر آن باز است و دل به لذتهاى آن وابسته است، دنيا خانه شيطان است، چون شيطان وسوسهگر، درصدد به انحراف و لغزش كشاندن انسانهاست. ولى وقتى انسان اوج گرفت و به «خانه رحمان» منتقل گرديد، ديگر دست شيطان به او نمىرسد؛ چرا كه شيطان را به خانه خدا راه نيست.
«يا اَحْمَدُ؛ لاَُزَيِنَنَّهُ بِالْهَيْبَةِ وَ الْعَظَمَةِ فَهذا هُوَ الْعَيْشُ الْهَنىُ وَ الْحَياةُ الْباقِيَةُ وَ هذا مَقامُ الرّاضينَ»
اى محمد؛ من او را به هيبت و شكوه زينت مىبخشم و اين، زندگى گوارا و حيات جاودانه است و مقام كسانى كه راضى به رضاى خدايند.
كسانى كه با خدا رابطه دارند و دلشان متوجه خداست، چنان هيبت و عظمتى بدانها داده
[١] نهجالبلاغه، ترجمه فيضالاسلام، ص ١٣٩، حكمت ١٣٩.