شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢١ - مردم و خواسته هاى نفسانى
تا به محرمات مبتلا نگردد و در واقع مكروهات، مرز بين انسان و محرمات است و خداوند اين مرز را قرار داده تا بندگانش به گناه مبتلا نگردند. چرا كه اگر انسان مقيد شود از چيزى كه شبيه محرمات است، دورى گزيند به حرام مبتلا نمىشود. از طرف ديگر سفارش شده است كه انسان به مستحبات عمل كند تا مبادا واجبات ترك گردد بعلاوه، نافله نمازهاى واجب براى اين است كه اگر آن نمازها كم و كاستى دارد، به وسيله نافلهها جبران گردد.
مردم و خواستههاى نفسانى
مردم در برابر خواستههاى نفسانى به چند دسته تقسيم مىشوند:
دسته اول: مردمى كه به دلخواه خود عمل مىكنند و چيزى مانعشان نمىشود. همواره به دنبال لذايذ مادّىاند و زندگى دنيا را بر آخرت برترى مىدهند. قرآن كريم درباره اين دسته از مردم مىفرمايد:
«... وَوَيْلٌ لِّلْكافِرينَ مِنْ عَذاب شَديد اَلَّذيِنَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيوةَ الدُّنْيا عَلىَ الاْخِرَةِ...»[١]واى بر كافران از مجازات شديد، كسانى كه زندگى دنيوى را بر آخرت ترجيح مىدهند.
اينكه انسان به دنبال مادّيات و تمايلات نفسانى است و نمىخواهد از آنها دست بردارد، خود منشاء كفر است. دين مىگويد: از اين خواستههايت دست بردار، و چون انسان نمىخواهد از آنها كنارهگيرى كند، لذا دين را نمىپذيرد تا به راحتى هر عملى را مرتكب گردد. پس اين دسته از انسانها براى تمايلات نفسانى، حدّ و مرزى نمىشناسند. خداوند در قرآن مىفرمايد:«بَلْ يُريدُ الاِْنْسانُ لِيَفْجُرَ اَمامَهُ»[٢]بلكه انسان مىخواهد عمرى را كه در پيش دارد، به فجور و پيروى هواى نفس بگذراند.دسته دوم: كسانى كه براى خواستههايشان حدّ و مرزى مىشناسند، سعى مىكنند از محرّمات اجتناب كنند، ولى از برآورده ساختن ساير خواستههاى نفس: نظير مكروهات،
[١] ابراهيم/٣ـ. [٢] القيامة/٥.