شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٧ - ب ـ ويژگى هاى حيات پايدار
(احتمالا ابوذر غفارى يا عثمان بن مضعون) و كوچك بودن دنيا در نظرش، او را در چشم من بزرگ مىنمود.از ديد اميرالمؤمنين(عليه السلام) كسى بزرگ است كه دنيا در نظرش كوچك باشد، يعنى اين واقعيّت را درك كند كه دنيا در مقابل آخرت ارزش ندارد و چيزى به شمار نمىآيد. پس اگر درست فكر كنيم و در واقع دنبال نفع و مصلحت خود باشيم، نبايد آخرت را از ياد ببريم، زيرا دنيا زودگذر و زوال پذير است. البته نمىتوان به انديشه در امر دنيا و آخرت و مقايسه بين آندو بسنده كرد، بلكه بايد تلاش كرد و زحمت كشيد تا به جايى برسيم كه ديگر انجام تكاليف الهى براى ما سنگين و دشوار نباشد و سرانجام منافع لذتهاى اُخروى را بر دنيا ترجيح دهيم و اگر چنانچه امر داير شود بين دو كارى كه هر دو مطلوبند، ولى يكى از آنها پيش خدا محبوبتر است، همان را ترجيح دهيم، نه كارى كه خود مىپسنديم.«وَ يُؤْثِرَ هَواىَ عَلى هَواهُ وَ يَبْتَغى مَرْضاتى وَ يُعَظِّمَ حَقَّ عَظَمَتى وَ يَذْكُرَ عِلْمى بِهِ وَ يُراقِبَنى بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ عِنْدَ كُلِّ سَيِّئَة وَ مَعْصيَة»خواست مرا برخواست و هواى خود ترجيح مىدهد و رضاى مرا مىگزيند و حق عظمت مرا بزرگ مىشمارد و فراموش نمىكند كه من ناظر براعمال او هستم و در شب و روز مواظب است كه گناهى از او صادر نگردد.مسيرى كه انسان با زحمت، تلاش، تمرين، مداومت بر برنامههاى عملى صحيح طى مىكند تا به مرحله نهائى تكامل معنوى برسد از ارزيابى زندگى دنيا و مقايسه بين دنيا و آخرت شروع مىشود و در نتيجه، شخص تصميم مىگيرد كه سعادت ابدى را برگزيند از اينروى بايد همواره مواظب باشد كه چه كارى براى زندگى آخرت مفيد است و چه كارى مفيد نيست و در هر كارى حساب كند كه خداوند اين عمل را دوست دارد يا آن را دوست ندارد، اين همان مراقبهاى است كه مربّيان اخلاقى سفارش مىكنند و براى موفّقيت در اين مرحله بايد درباره خدا و عظمت او بيانديشد. اگر انسان توجه داشته باشد كه خدا به هر كارى كه انجام مىدهد، علم دارد و در شبانه روز وقتى معصيتى پيش مىآيد، متوجه باشد كه خدا حاضر و ناظر بر عمل اوست؛ هرگز معصيت نمىكند.