شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٩ - اولياى خدا و عنايات خداوند
خدا را از همه چيز، حتى از رگ گردن، به خود نزديكتر مىبينند.[١] البته اين موضوع نياز به بحثهاى علمى و فلسفى دارد؛ ولى سربسته بايد پذيرفت كه بين خدا و مخلوقاتش نمىتواند حجابى وجود داشته باشد، چراكه همه هستى در اختيار او و قائم به اراده اوست؛ ولى چون ما از خدا دوريم، اين رابطه (رابطه انسان و خدا) را درك نمىكنيم.در دعا مىخوانيم:«لاَِنَّكَ لاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَنْ تَحْجُبَهُمْ الاَْعْمالُ السَّيِئَةُ دُونَك»[٢]بين تو و بندگانت حجابى وجود ندارد، بلكه كردار ناپسند آنهاست كه بين تو و آنها حجاب افكنده است.بر اثر اعمال نيك و تقرب به خداوند، رفته رفته، حجابها يكى پس از ديگرى بر طرف مىگردد: اول حجابهاى ظلمانى و سپس حجابهاى نورانى، تا اينكه مؤمنان كامل به مقامى مىرسند كه بين آنها و خدا هيچ حجابى باقى نمىماند. سپس خداوند اشاره مىكند به اينكه بهشت را براى آنها زينت مىبخشم و «حورالعين» آماده پذيرايى آنها مىشوند. درختهاى بهشتى داراى ميوه شده، ميوههايشان را فرو مىريزند و براى ورود آنها به بهشت، جشن و شادمانى برپا مىگردد.«وَ لاَمُرَنَّ الْجِنانَ فَلْتَزَينَنَّ وَالْحُورَ الْعينَ فَلْتَزِفَّنَّ وَالْمَلائِكَةَ فَلْتُصَلّين»فرمان مىدهم بهشتها به خود زينت گيرند و حورالعين خود را براى همآغوشى بيارايند (به مانند عروس كه شب زفاف خود را براى داماد آماده مىسازد) و به فرشتگان فرمان مىدهم بر بهشتيان درود و سلام بفرستند.«وَالاَْشْجارَ فَلْتُثْمِرَنَّ وَ ثِمارَ الْجَنَّةِ فَلْتُدْلين»به درختان فرمان مىدهم به بار بنشينند و به ميوههاى بهشت كه فرو ريزند.آرايش بهشت و آنچه ذكر گرديد، همه براى استقبال از روح مؤمنى است كه توسطخداوند قبض گرديده است. بساط جشن و سرورى كه در بهشت برپا مىگردد، كم و بيش، براى ما قابل تصور است و تا حدى صحنه بهشت و زينت يافتن آن و پذيرايى
[١] اين مطلب اشاره دارد به آيه شريفه: «وَ نَحنُ اَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ»؛ ق/١٦.٢. [٢] بحارالانوار، ج ٨٦، ص ٣١٨.