حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٧

تذکر می‌دهد.[٥٦٣]

البته شارح نیز خود در بعضی موارد، دچار همین اشتباه شده است؛ برای نمونه،
وی ذیل نام «الحسن بن رباط» نام ۱۱۷ نفر از راویان را ذکر می‌کند که مصنف
از آنان روایت کرده، ولی طریق خود را به آنان در مشیخه نیاورده است. در این بین،
پانزده نفر از آنان تکراری هستند؛ مانند: محمد بن أبی‌عمیر و محمد بن زیاد. صدوق; در مشیخه، طریق خود را به محمد بن أبی‌عمیر آورده است، ولی از آن‌جا که به
وی «محمد بن زیاد» نیز اطلاق می‌شده، شارح گمان کرده که نام او در مشیخه آورده نشده است.[٥٦٤]

۵_٥. توثیق و تضعیف

چنانچه در اول بحث گذشت، شارح با انگیزه تصحیح اسناد ضعیف مشیخه،
تمام تلاش خود را کرده است تا وثاقت راویانی را که بعضی یا همه علمای رجال
آن را جرح کرده‌اند، از طریق قرائن خاصه و عامه به اثبات برساند. البته وی در برخی موارد، ظاهراً با قطع نظر از گرایش فکری و بدون انگیزه تصحیح سند، حکم به وثاقت شخصی کرده است؛ برای مثال، نظر ایشان درباره بعضی افراد متهم به غلو، مانند «محمد بن سنان الزاهری» و «جابر بن یزید الجعفی» این است که آنان از اصحاب اسرار ائمه: بوده‌اند و چون چیزهایی را نقل می‌کردند که عقلِ دیگران آن‌ها را نمی‌پذیرفت، اتهام غلو به آن‌ها زده‌اند.[٥٦٥]

واضح است که تبرئه این افراد از غلو، ارتباطی با مسلک وی ندارد، بلکه نگرش او بر معنای غلو، با دیگران متفاوت بوده است. قرینه بر این مطلب نیز آن است که غلوّ افرادی مانند «أحمد بن هلال العبرتائی»[٥٦٦] را پذیرفته و بحثی در آن نکرده است.

٥_۶. بررسی سندها

محمدتقی مجلسی; در این بخش، از شیوه‌ای نو استفاده کرده است. او در اسنادی که اصولیون آن را حسن یا موثق دانسته، ولی خود از راه قرائن صحت آن را ثابت کرده


[٥٦٣]. همان، ص۱۲۹.

[٥٦٤]. همان، ص۳۵۰.

[٥٦٥]. همان، ص۲۹، ص۷۷.

[٥٦٦]. همان، ص۴۷.