حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٨ - آسیبِ بسندگی به لغتنامهها در فهم حدیث
گوهر معنایی و معنای اصلی سه واژه مذکور، خوردن تهمانده اندک غذاست؛ اما اهل لغت به آن تصریح نکردهاند.
بنابراین به نظر میرسد «لعقِ ظرف» و «لعقِ
انگشت» بعد از غذا و تعابیر
مشابه آنها یعنی خوردن تهمانده غذا؛ و اگر مقدار
باقیمانده، با قاشق خورده شود یا
غذایی که به دست چسبیده با لب خورده شود، «لعق» صدق میکند.
لعق انسان،
با قاشق و برداشتن با انگشت میتواند صورت گیرد؛ اما لعق برخی
حیوانات با
لیسیدن است.
در مورد پیامبر اکرم٦ آمده است:
کانَ إذا أکلَ لَعِقَ أصابِعَهُ حَتّی یسمَعَ لَها مَصیصٌ.[٤٥٢]
هر گاه غذا میخورد، انگشتانش را چنان لعق میکرد که صدای آن شنیده میشد.
لیسیدن انگشت صدا ندارد تا اطرافیان بشنوند بلکه لعق در این حدیث یعنی برداشتن غذا با مکش از طریق لب. امام علی٧ فرمود:
لَو دافَعتَ نَومَک یا غافِلاً بِالقِیامِ، وقَطَعتَ یومَک بِالصِّیامِ، وَاقتَصَرتَ عَلَی القَلیلِ مِن لَعقِ الطَّعامِ، وأحییتَ مُجتَهِداً لَیلَک بِالقِیامِ؛ کنتَ أحری أن تَنالَ أشرَفَ المَقامِ.[٤٥٣]
ای غافل! اگر با نماز، خوابت را کنار بزنی و با روزه روزت را سپری کنی و به خوراکی اندک بسنده کنی و شب خودت را تلاشگرانه با نمازْ زنده بداری، سزاوار آنی که به برترین جایگاه، دست یابی.
«لعق الطعام» در این حدیث به جز «غذای اندک» به هیچ معنای دیگر نمیتواند باشد. ترجمه درست سه حدیث نخست، به ترتیب، چنین است:
- هر کس تهمانده غذا در دیس و نیز غذای چسبیده به انگشتان را بخورد، خداوند در دنیا و آخرت، او را سیر میگردانَد.
_ هر کس در مجمعهای غذا بخورد و در پایان، ته آن را بخورد، آن ظرف برایش طلبِ آمرزش میکند.
_ این که تهمانده غذا در مجمعه را بخورم، برایم خوشتر از آن است که آن را پُر از غذا صدقه دهم.
[٤٥٢]. دعائم الإسلام، ج ٢، ص١٢٠، ح٤٠٥.
[٤٥٣]. البلد الأمین، ص٣١٨.