حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٨ - ترجمه و نقد مقاله «حدیث شیعه»

شد؛ روی کار آمدن خاندان شیعه بویهی (آل‌بویه) در مرکز امپراتوری عباسیان. در دوران آل‌بویه (٣٣٤_٤٤٧/٩٤٥_١٠٥٥)، شیعیان توانستند نظریات خود را با آزادی بیان کنند؛ [شرایطی] که پیش‌تر به‌ ندرت افتاده بود و معلوم نبود تا قرن‌ها تکرار شود. جای تعجب نبود که در این دوره، مرکز فعالیت‌های شیعه از قم به ری و سپس به بغداد تغییر کرد و آن‌جا مرکز اصلی آموزشی شیعیان شد.

با رهایی از الزام به تسلیم شدن در برابر نظر امام و برخورداری از حمایت آشکار حکومتی خیراندیش[٣٨٢]، عالمان شیعه در دنبال کردن مسیر جدیدی در اندیشه و گفتمان آزاد بودند. عرصه ادبیات شیعی با آثاری در زمینه فقه، عقاید، الهیات، تاریخ، ادب و مانند آن تقویت شد. آثار جدید نسبت به پیشینیان خود از ویژگی‌های فردی بیشتری برخوردار بودند و نشانه‌های روشنی از مؤلفانشان را با خود به همراه داشتند. اگرچه در این زمان، حدیث بیشتر اهمیت اولیه خود را حفظ کرد، [ولی] گرایش به سمت استفاده از آن به‌ عنوان مبنایی برای شکل‌گیری یک مباحثه بود تا این‌که تنها به ‌عنوان پایانی برای خودش مورد مطالعه قرار گیرد. به ‌علاوه، در نتیجه افزایش تأثیر معتزله در تفکر شیعی، اکنون قرآن و حدیث می‌بایست برای ترجیح یافتن، با عقل به رقابت می‌پرداختند. در نگاه آن دسته از عالمان شیعه که بر اهمیت عقل تأکید داشتند، پذیرش خودکار هر حدیثی که آزمایش رایج «اِسناد» را گذرانده، به ‌عنوان یک الزام اعتقادی یا شرعی، اشتباه بود. این مؤلفان، که با عنوان اصولیان «مجتهدان» شناخته می‌شوند، بیشتر چهره‌های شاخص دوره آل‌بویه را تشکیل می‌دادند. آن‌ها با اخباریانِ حدیث‌تراشی که اصرار داشتند هر خبر واحدی که اعلام و شنیده شده، منبع مشروعی برای احکام است، مخالف بودند. درگیری بین این دو مکتب فکری که ممکن است ریشه در دوره متصل به غیبت امام داشته باشد، در دوره صفویه مجدداً شعله‌ور شد و سرانجام در قرن هجدهم با پیروزی اصولیان پایان یافت.

برای تاریخ حدیث شیعه، دوره آل‌بویه از دوره‌های بسیار بااهمیت است. در خلال این سال‌ها، با شرایط مساعد سیاسی و مذهبی، اصولیان و اخباریان، توان خود را به


[٣٨٢]. دو واقعیتی که کوهن (در مقاله «آل‌بویه» خود در دائره‌المعارف اسلام) مورد اشاره قرار داده، ممکن است کاملاً بی‌ارتباط نباشند. در حقیقت، غیبت امام راهبرد به رسمیت شناختن قدرت دنیایی را که در حاکم عباسی تجلی یافته بود، تسهیل کرد و بدین ‌جهت، نگرش دوستانه‌تر به عباسیان آسان‌تر شد.