حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٣
نمونه، شارح پس از اینکه مستند یکی از این فتواها را ذکر میکند، میگوید:
فیدل علیه موثقه عمار الساباطی صریحاً... و الظاهر أن کلام الصدوق أیضاً مأخوذ من الموثّقة[٥٤٧]؛
موثقه عمار ساباطی به طور صریح بر این فتوا دلالت میکند... و به نظر میرسد، کلام صدوق; نیز از خود موثقه گرفته شده است.
فعالیتهای مجلسی اول; در رابطه با این گونه موارد، بر دو
محور صورت
گرفته است:
_ تفکیک آنها از روایت؛ در بسیاری موارد، تشخیص اینکه جمله مذکور در ذیل روایت، ادامه حدیث است یا کلام شیخ صدوق;، مشکل است. شارح تا حد ممکن به تفکیک آنها پرداخته است.[٥٤٨]
_ مستندسازی آنها؛ شارح; نه تنها ادله و مستندات آنها را ذکر کرده، بلکه به گردآوری خانواده حدیث پرداخته و در موارد نیاز به جمع بین روایات نیز پرداخته است.[٥٤٩]
٣_٢. شرح عبارات مشکل صدوق;
شارح; علاوه بر تبیین واژهها و عبارات نامفهوم احادیث، به شفافسازی تعابیر مشکل مصنف; نیز پرداخته است؛ برای مثال، در موارد بسیاری عبارت «لایجوز» و یا «یجب» واقع در عبارات وی را به قرینه روایات، حمل بر کراهت و استحباب کرده است.[٥٥٠] همچنین در مواردی نیز که عبارت شیخ صدوق; نیاز به توضیح دارد، به خوبی به شرح آن پرداخته است.[٥٥١]
٤. گردآوری فتاوای دیگر
شارح; در موارد بسیاری، نظریات فقهای دیگر را همراه مستند آنها نقل کرده است؛ این نظر شامل مباحث فقهی، کلامی، لغوی و... است. آنچه در این میان جلب توجه میکند، نقل از منابع عامه است. ایشان معمولاً در مواردی به منابع اهل سنت ارجاع
[٥٤٧]. همان، ص۴۳۲.
[٥٤٨]. همان، ص۱۹۴؛ ج۳، ص۶۶.
[٥٤٩]. همان، ج٤، ص٣٠٦.
[٥٥٠]. همان، ج۱، ص۲۵۲، ۳۶۱، ۳۹۱.
[٥٥١]. همان، ص۳۳۶؛ ج۲، ص۱۶۰ و ۳۳۲؛ ج۹، ص۱۸۳.