حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٥

دو چیز می‌داند:

_ ترجیح روایت برتر سندی هنگام تعارض میان آن‌ها؛ ولی چنانچه در بحث «جمع میان روایات متعارض» گذشت، در غالب موارد تعارض، به این نحوه از جمع میان ادله نپرداخته است.

_ جهت دیگر این است که کتاب روضة المتقین قابل استفاده برای کسانی که با دیدگاه رجالی به احایث می‌نگرند نیز باشد.

شارح پس از شرح مشیخه، بخشی با عنوان «شرح رجال الفقیه» آورده است. وی در توضیح این قسمت می‌نویسد:

بقی أن نذكر جماعة ذكرهم المصنف و روى عنهم أن نبین أحوالهم و إن أجملنا فی أحوالهم لكنهم قلیلون و نرید أن لا یحتاج من ینظر إلى هذا الكتاب أن یرجع إلى كتاب آخر مع فوائد رجالیة منها تمییز المشتركات و ضبط الطبقات و فوائد أخر[٥٥٧]؛

مانده که درباره افرادی که مصنف از آنان روایت کرده است، (علی‌رغم بررسی اجمالی در شرح مشیخه) بحث کرده و احوال آنان را بیان کنیم. این بدان جهت است که این افراد، عده کمی هستند و می‌خواهیم کسی که از کتاب استفاده می‌کند، به رجوع به کتاب دیگری نیاز نداشته باشد. این بخش علاوه بر شرح حال راویان، دارای فواید رجالی دیگری نیز هست؛ مانند تمییز افراد مشترک و تعیین طبقه هر راوی و موارد دیگر.

با این حال که از عبارت مزبور استفاده می‌شود «شرح رجال فقیه» را به عنوان مکملی بر «شرح مشیخه» نگاشته است، ولی به نظر می‌رسد مجموعه‌ای جداگانه بوده و با اهدافی مستقل تدوین شده است. دلیل بر این مطلب چند چیز است:

١. شارح چنانچه گفته شد، به تبیین طبقه هر راوی در این قسمت پرداخته است. وی طبقه اول را اختصاص می‌دهد به کسانی که نه تنها استاد شیخ صدوق; نبوده، بلکه بعد از وی می‌زیسته‌اند؛ مانند: شیخ طوسی و نجاشی؛ از این رو مشخص می‌شود که این بخش ارتباطی به شرح مشیخه ندارد، زیرا در شرح مشیخه فقط طریق مصنف; به راویان اصلی بررسی می‌شود، در حالی که این افراد اصلاً در سند قرار نمی‌گیرند.

٢. در میان افرادی که مجلسی اول در «شرح رجال» به ترجمه آنان پرداخته است،


[٥٥٧]. همان، ص۳۲۳.