حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٤٥

اگر دو حدیثی که از شما به دست ما رسیده است، هر دو مشهور بوده و راویان آن‌ها نیز ثقه باشند، به کدام عمل کنیم؟

شارح; دو احتمال مربوط به لفظ «ثقات» بیان می‌کند:

_ مراد از آن، همان اصطلاح خاصی است که در عرف متأخرین شایع است.

_ مراد از آن، معنایی اعم از مصطلح جدید و معنای لغوی آن است.

وی احتمال دوم را ترجیح داده و از حدیث استفاده می‌کند که با توجه به تقریر معصوم٧ نسبت به کلام راوی (زیرا مراد راوی، اعم از عادل و غیرعادل بوده و معصوم٧ به وی ایراد نگرفته که عدالت، شرط در قبول حدیث راوی است)، عمل به احادیث موثق در اصطلاح متأخرین جایز است. او می‌نویسد:

«قد رواهما الثقات عنکم» أی العدول المعتمدین الضابطین کما فی عرف المتأخرین او الأعم منهم من الموثقین کما هو مقتضی اللغه و اصطلاح القدماء منا و لهذا کانوا ینقلون أخبارهم و یعملون علیها مع عدم المعارض أو مع التأیید بالشهره و هو أظهر، فیفهم منه جواز العمل بالموثق و إن کان من کلام الراوی لتقریره٧.[٥٢٢]

هـ) فهم کنایات

گاهی متکلم با اغراض گوناگون به جای این‌که به مرادش تصریح کند، آن را در قالب کنایه بیان می‌کند. فهم این‌که متکلم از کنایه استفاده کرده است، انس زیاد با الفاظ را می‌طلبد و پی نبردن به مرادِ کنایه‌ای گوینده می‌تواند باعث مهمل و گنگ شدن سخن وی شود؛ از این رو فهم کنایات، مرحله‌ای در فقه الحدیث به شمار می‌آید. برای نمونه در حدیث آمده است:

أری رسول الله٦ فی منامه بنی أمیه یصعدون منبره من بعده یضلون الناس عن الصراط القهقری...[٥٢٣]؛

پیامبر٦ در خواب دید که بنی‌امیه پس از وی، از منبر ایشان بالا رفته و مردم را با برگرداندن به عقب، گمراه می‌کنند.

علامه محمدتقی مجلسی; در شرح آن می‌نویسد:

و الرجوع القهقری کنایة عن کفرهم بعد الاسلام بسبّ امیرالمؤمنین٧ علی المنابر و قتلهم


[٥٢٢]. روضة المتقین، ج۴، ص‌۳۳.

[٥٢٣]. من لایحضره الفقیه، ج۲، ص‌۱۵۷.