حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٨

است، آن را «کالصحیح» می‌نامد.[٥٦٧] لطافتی که او در وضع این اصطلاح به کار برده این است که با این کار، تعدیلی میان نگرش خود و اصولیون ایجاد کرده است، زیرا اگر به نظر خود حکم می‌کرد، شرح مشیخه از سوی اصولیون کنار گذاشته می‌شد و از نگاه آنان، ارزش علمی چندانی نداشت؛ از طرفی، واژه «کالصحیح» را به آن اضافه کرد تا به این نکته تذکر دهد که ‌این سند موثق یا حسن با دیگر اسناد این دو گروه متفاوت بوده و تالی مرتبه صحیح است.

اصطلاحاتی مانند «قوی کالحسن» و «قوی کالموثق» نیز از الفاظی است که شارح آن‌ها را ایجاد کرده و پیش از وی استفاده نمی‌شد. پس از این، فرزندش محمدباقر مجلسی; در مرآة العقول و ملاذ الأخیار دامنه این الفاظ را گسترش داد و الفاظی مانند: ضعیف کالحسن[٥٦٨]، ضعیف کالموثق[٥٦٩]، مرسل کالموثق[٥٧٠]، مجهول کالموثق[٥٧١]، مرسل کالحسن[٥٧٢] و مجهول کالحسن[٥٧٣] را پدید آورد، ولی پس از ایشان، این الفاظ به ندرت مورد استفاده قرار گرفت و پس از چندی از بین رفت. به نظر می‌رسد، علمای بعد از وی که متنبه غرض ایشان از پدید آوردن این الفاظ نبودند، وجهی برای استعمال آن‌ها نمی‌دیدند، زیرا اخباری‌ها غالب احادیث را صحیح می‌دانسته و اصولیون نیز روایات را در چهارچوب رجال بررسی می‌کردند که در آن جایگاهی برای اصطلاحات مجلسی; وجود نداشت.

نتیجه‌گیری

کتاب روضة المتقین فی شرح أخبار الأئمة المعصومین: تألیف محمدتقی مجلسی; شرحی بر من لایحضره الفقیه است. این تألیف از جامعیت بالایی نسبت به مباحث ضروری در شرح حدیث برخوردار است. فعالیت‌های انجام‌شده در این کتاب توسط شارح عبارتند از:


[٥٦٧]. همان، ج۱، ص۹۹، ۱۰۷، ۱۰۸؛ ج۲، ص۷۱ و ۱۰۹.

[٥٦٨]. ملاذ الأخیار، ج۷، ص۴۳.

[٥٦٩]. همان، ج۳، ص۲۲۹؛ ج۴، ص۱۰۶؛ مرآة العقول، ج۱، ص۱۳۳ و ۱۳۴.

[٥٧٠]. ملاذ الأخیار، ج۲، ص۴۴۴ و ۵۵۶؛ مرآة العقول، ج۷، ص۷۰؛ ج۸، ص۲۳.

[٥٧١]. ملاذ الأخیار، ج۳، ص۱۶۲؛ ج۴، ص۳۴۹؛ مرآة العقول، ج۱، ص۳۴۶؛ ج۴، ص۳۳۷.

[٥٧٢]. ملاذ الأخیار، ج۷، ص۳۰۵ و ۳۱۵؛ ج۸، ص۳۸؛ مرآة العقول، ج۶، ص۲۲۵؛ ج۸، ص۱۷۸.

[٥٧٣]. ملاذ الأخیار، ج۳، ص۴۵۹؛ ج۵، ص۱۹؛ مرآة العقول، ج۲، ص۳۳۶؛ ج۳، ص۱۷۵.