حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٩

علاوه بر التفات به نسخه‌های الفقیه، متن هر روایت را در کتاب‌های دیگر مانند الکافی، تهذیب، کتاب‌های دیگر شیخ صدوق و... بررسی کرده است.[٤٩٤] علاوه بر این، اسامی راویان را نیز در شرح رجال و شرح مشیخه در نسخه‌های گوناگون بررسی کرده که این نیز تأثیر فوق‌العاده‌ای در بررسی سند دارد؛ مانند مورد زیر:

مجلسی اول; حدیثی را از دو کتاب الکافی[٤٩٥] و تهذیب[٤٩٦] نقل کرده است. سند این حدیث چنین است: «محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن بعض أصحابنا.» راوی اصلی که در انتهای سند قرار گرفته، شخصی مجهول بوده که با عبارت «بعض أصحابنا» آمده است. این حدیث، نامه‌ای است که این شخص مجهول به امام کاظم٧ نوشته است. در پاسخِ نامه در نسخه الکافی به این صورت آمده است که «محمد بن الحسین» که حدیث را از راوی اصلی نقل می‌کند، گفته است: «فکتب الی»؛ یعنی بعض أصحابنا برای من چنین نقل کرده است که حضرت در پاسخ نامه به من چنین فرمود، ولی در نسخه تهذیب آمده است: «فکتب الیه»؛ یعنی «محمد بن الحسین» که شخص ثقه و عادل است، می‌گوید: امام کاظم٧ به او (شخص مجهول) جواب نوشت و به شهادت وی، روایت پذیرفته می‌شود. شارح می‌فرماید: «و فی التهذیب فکتب الیه بدون لفظة قال فیکون صحیحاً لشهادة محمد بن الحسین.»[٤٩٧]

ب) آگاهی از تصحیف: یکی دیگر از نکات مهمی که در فهم متن تأثیر دارد، آگاهی از تصحیف است. تصحیف دوگونه است: لفظی و معنوی.[٤٩٨] «تصحیف لفظی» یعنی تغییری که توسط راوی یا نساخ در لفظ حدیث به وجود می‌آید و «تصحیف معنوی» یعنی مراد متکلم یا فاعل، چیزی غیر از مراد واقعی وی نشان داده شود. آنچه در این‌جا منظور است، تصحیف لفظی است.

وقوع تصحیف در حدیث را می‌توان از طریق قرائن فهمید؛ مثلاً اگر حدیثی شاذ و نادر بوده و با قرائن عقلی هم تعارض داشته باشد و بتوان با ادعای تصحیف اشکال حدیث را برطرف کرد، بر تصحیف حمل می‌شود. شارح در موارد بسیاری به وقوع تصحیف پی برده


[٤٩٤]. روضة المتقین، ج۱، ص۳۰۱؛ ج۲، ص‌۲۹؛ ج۳، ص‌۷۲؛ ج۳، ص‌۳۱؛ ج۵، ص‌۲۳۷؛ ج۶، ص‌۲۳؛ ج۱۴، ص‌۳۶۴.

[٤٩٥]. الکافی، ج۶، ص۲۰۴.

[٤٩٦]. تهذیب الأحکام، ج۲، ص۳۰۴.

[٤٩٧]. روضة المتقین، ج۲، ص۱۷۹.

[٤٩٨]. الرعایة فی علم الدرایه، ص‌۱۰۹.