حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٧ - ترجمه و نقد مقاله «حدیث شیعه»

نیست، زیرا:

اولاً، غلات از همان ابتدا الوهیت ائمه یا نبوت آنان را مطرح کردند و این ربطی به عقاید شیعه مانند: عصمت، علم غیب، مهدویت و وصایت ندارد. بله، غلات بعضی از این عقاید را تحریف کرده، به‌ گونه‌ای دیگر برای پیروان خود بیان کردند، اما این دلیلِ آن نمی‌شود که سرچشمه غلو را عقاید شیعه بدانیم، بلکه این غلات بودند که در تحریف بعضی از این عقاید، مستمسک خوبی برای توجیه بعضی عقاید خرافی خود دیدند؛ مثل‌ این‌که بعضی از آنان رهبران خود را مهدی موعود می‌دانستند یا ادعای علم به همه کائنات را برای رهبران خود می‌کردند و... .

ثانیاً، از دو شقی که در توجیه بیان شد، یعنی اذهان ضعیف و مغرض، فقط شق دوم را در اصل پدید آمدن غلات می‌پذیریم؛ یعنی این افراد مغرض بودند که عقاید شیعه را تحریف کرده، مستمسک خود قرار دادند. بله، افراد ضعیف نیز در بعضی از موارد پیرو آنان شدند، اما نه این‌که اصل عقاید شیعه، باعث انحراف آنان شده باشد.

ثالثاً، اگر غلات واقعاً شیعه و معتقد به اصول تشیع بودند، باید از نهی‌های فراوانی که از ائمه: درباره غلو می‌رسید، اطاعت می‌کردند و از غلو دست برمی‌داشتند.[٣٨٩]

کلبرگ در نوشته خود، اختلاف ‌نظر بین دو مکتب عقل‌گرا و نقل‌گرای شیعه را نیز به نحوی تصویر کرده است که مؤید روند تکاملی مذهب شیعه باشد؛ در حالی‌ که علی‌رغم اذعان به وجود دو مکتب متفاوت در شیعه و تداوم اختلاف این دو دیدگاه تا امروز، این مسئله الزاماً به معنای پذیرش تکاملی بودن مذهب شیعه نبوده و دیدگاه رایج میان علمای شیعه، مخالف این نظریه است.

در کنار دو دلیل غیبت امام و حکومت آل‌بویه، تفاوت شرایط پیرامونی شیعه بین قم به‌ عنوان شهری کاملاً شیعه و بغداد و کوفه به‌ عنوان شهرهایی با اکثریت سنیان عقل‌گرا نیز عامل دیگری در تفاوت رفتار علمای شیعه در میزان و شیوه بهره‌گیری از احادیث در این حوزه‌هاست که در کلام کلبرگ مورد توجه قرار نگرفته است.

٢. ذات جدلی معارف شیعه

از جمله مبانی روبین، تأکید بیش‌ از اندازه بر ویژگی جدلی معارف شیعی است. وی


[٣٨٩]. غالیان، صص٤٥ و ٤٦.