انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
مشیت الهی بدانیم و یا آنکه این نظام را مستقل و قائم به ذات فرض کنیم ، زیرا مستقل و قائم به ذات بودن نظام سببی و مسببی ، و مستقل و قائم به ذات نبودن آن ، در مسأله سرنوشت و آزادی بشر تأثیر ندارد . از این رو بسیار جاهلانه است که کسی عقیده جبر را ناشی از اعتقاد به قضا و قدر الهی بداند و از این نظر ، اعتقاد به سرنوشت و قضا و قدر را مورد انتقاد قرار دهد . اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر الهی انکار اسباب و مسببات و از آن جمله قوه و نیرو و اراده و اختیار بشر است ، چنین قضا و قدر و سرنوشتی وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد ، در حکمت الهی براهینی پولادین که جای هیچ گونه شک و ابهام باقی نمیگذارد ، بر بیاساس بودن چنین سرنوشت و قضا و قدری اقامه شده است . و اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر ، پیوند حتمیت هر حادثه با علل خود و پیوند شکل گرفتن هر حادثه از ناحیه علل خود است ، البته این حقیقتی است مسلم ، ولی اعتقاد به این گونه سرنوشت از مختصات الهیون نیست . هر مکتب و روش علمی و فلسفی که به اصل علیت عمومی اذعان دارد ناچار است این گونه پیوندها را بپذیرد ، با این تفاوت که الهیون معتقدند سلسله علل در بعدی غیر از بعدهای زمان و مکان منتهی میشود به علةالعلل و واجب الوجود ، یعنی به حقیقتی که او قائم به ذات استو اتکایی به غیر خود ندارد ، از اینرو همه قضاها ( حتمیتها ) و همه قدرها ( تعینها ) در نقطه معینی متوقف میشود . این تفاوت تأثیری در اثبات یا نفی نظر جبر ندارد .