انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
این موضوع تأثیر داشت . مسلمانان رنجها و سختیهایی را که بدانها میرسید
، نتیجه تقدیر میدانستند و تحمل آن را لازم میشمردند ، زیرا در نظر آنها
کوشش و دانش انسانی برای رفع آن نتیجهای نمیداد . پیروان محمد [ ص ]
به قاعده " خود را کمک کن تا خدا تو را کمک کند " اهمیت نمیدادند و
به عکس آن معتقد بودند ، بدین جهت صلیب ، هلال را محو کرد . اگر نفوذ
هلال تاکنون در اروپا باقی است ، برای این است که دولتهای بزرگ مسیحی
چنین خواستهاند ، و به عبارت دیگر ، بقای نفوذ هلال ، نتیجه رقابت
دولتهای مسیحی است . شاید بقای نفوذ آن برای این است که دلیل تازهای
برای این قاعده باشد که هر کس چیزی را به نیروی شمشیر گرفت ، با شمشیر
از او گرفته میشود " .
دکتر هیکل در پاسخ این مرد امریکایی شرح مبسوطی طبق ذوق و فکر خود
میدهد که هر چند خالی از نکتههای صواب نیست ، ولی عاری از نظم فلسفی و
قابل نقض و اشکال و ایراد است .
در رساله حاضر که اکنون به دست خواننده محترم میرسد ، بیپایگی سخنان
واشنگتن ارونگ و دیگر غربیان روشن خواهد شد و معلوم خواهد شد که اولا قضا
و قدر اسلامی با عقیده جبر فرسنگها فاصله دارد و نمونههایی که ذکر خواهد
شد که همان سپاهیان صدر اسلام که آقای واشنگتن ارونگ گستاخانه آنها را
نادان و مغرور میخواند ، در سایه تعلیمات معلم عالیقدر خود ، این فرق و
تفاوت را که آقای واشنگتن ارونگ از درک آن عاجز است ، درک میکردند [١] .
ثانیا خود قرآن کریم آزادی و مختار بودن انسان را به موجب آیات زیادی
تأیید کرده است . کسانی که طرفدار اختیار شدند و جبر را مخالف عدالت و
رحمت خدا دانستند ( عدلیه ، یعنی شیعه و معتزله ) برخلاف ادعای
خاورشناسان علیه تعلیمات قرآن قیام نکردند و منظورشان " تعدیل " در
گفته قرآن نبود ، بلکه نظر خود را از قرآن اقتباس
[١] رجوع شود به متن کتاب صفحات ٧٣ - . ٧٦