انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥

منافی است . پس به حکم این دو مقدمه : الف . خداوند از همه چیز آگاه است . ب . علم الهی نه تغییر پذیر است و نه خلاف پذیر . منطقا باید چنین نتیجه گرفت : حوادث و کائنات جبرا و قهرا باید به‌ نحوی واقع شوند که با علم الهی مطابقت داشته باشند ، خصوصا اگر این نکته‌ اضافه شود که علم الهی علم فعلی و ایجابی است ، یعنی علمی است که معلوم‌ از علم سرچشمه می‌گیرد ، نه علم انفعالی که علم از معلوم ریشه می‌گیرد نظیر علم انسان به حوادث جهان . علیهذا اگر در ازل در علم الهی چنین بوده است که فلان شخص در فلان‌ ساعت فلان معصیت را مرتکب می‌شود ، جبرا و قهرا آن معصیت باید به همان‌ کیفیت واقع شود ، شخص مرتکب قادر نخواهد بود طوری دیگر رفتار کند ، بلکه هیچ قدرتی قادر نخواهد بود آن را تغییر دهد والا علم خدا جهل خواهد بود . خیام می‌گوید :

من می‌خورم و هر که چو من اهل بود
می‌خوردن من به نزد او سهل بود
می‌خوردن من حق ز ازل می‌دانست
گر می‌نخورم علم خدا جهل بود
جواب این شبهه پس از درک صحیح مفهوم قضا و قدر آسان است . این شبهه‌ از آنجا پیدا شده که برای هر یک از علم الهی و نظام سببی و مسببی جهان‌ حساب جداگانه فرض شده است ، یعنی چنین فرض شده که علم الهی در ازل به‌ طور گزاف و تصادف به وقوع حوادث و کائنات تعلق گرفته است ، آنگاه‌ برای اینکه این علم درست از آب درآید و خلافش واقع نشود لازم است وقایع‌ جهان