آشنايى با تفاسير و مفسران - علامی، ابوالفضل؛ فرقانی، قرت الله؛ حسینی، على - الصفحة ٤٢
از على عليه السلام درباره ابن مسعود پرسيدند، حضرت در پاسخ فرمود:
«عَلِمَ الْقرآن و السُّنَّةَ ثُمَّ انْتَهى وَ كَفى بِذلِكَ عِلْماً» «١» [او] قرآن و سنّت را دانست و آن را به پايان رسانده و چنين دانشى براى انسان كافى است.
ابن مسعود بر اين عقيده بود كه قرآن تمام دانشهاى بشرى را در بردارد ولى تنها كسى مىتواند از آن بهره گيرد كه بينش درونى داشته باشد. «٢» ابَىّ بن كعب او يكى از دانشمندان يهود بود كه به دين اسلام گرويد و در رديف نويسندگان وحى و قاريان بزرگ قرار گرفت و سرانجام «سيّد القُرّاء» لقب يافت. ابىّ بن كعب به اسرار كتابهاى كهن و محتواى آنها آگاهى داشت، هر گاه آيهاى از قرآن، به نظرش مشكل مىرسيد، مفهوم آن را از پيامبر مىجست. او از مفسران نامى عصر صحابه بود و بيش از ديگر مفسران، در مدينه شهرت داشت و اكثر مفسّران عصر تابعين در مدينه، از شيوه تفسيرى او پيروى مى كردند و مىتوان او را پايه گذار مكتب تفسيرى اهل مدينه دانست. «٣» ابى بن كعب از جمله دوازده صحابيى است كه در جريان سقيفه از على عليه السلام طرفدارى كرده و از بيعت با حاكم وقت امتناع ورزيد و به اين انتخاب اعتراض نمود. «٤» مفسران تابعين با فتح شهرها و كشورهاى مختلف به وسيله مسلمانان و گسترش حوزه نفوذ اسلام، تعدادى از صحابه، از مدينه منوّره به سوى ساير شهرها مهاجرت كرده، مردم را بامعارف اسلامى و تفسير قرآن آشنا كردند. با پايان يافتن- دوره مفسران صحابه، مرحله اول تفسير نيز به پايان رسيد و مرحله دوم، به وسيله تابعين آغاز شد. تابعين با استفاده از