دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٣٢

تیران و کرون
جلد: ١٦
     
شماره مقاله:٦٢٣٢

تیرانْ وَ کَرْوَن، شهرستانی‌دراستان ‌اصفهان. این شهرستان با ٨٥/٦١٦‘١ کم‌ـ ٢ وسعت در نیمۀ غربی استان اصفهان، در میان کوههای مرکزی ایران و در دامنه‌های خاوری رشته‌کوههای زاگرس واقع است و از شمال و شرق به شهرستان نجف‌آباد، از غرب به شهرستانهای فریدن و چادگان، از جنوب به شهرستان لنجان، و از جنوب‌غربی به شهرستان‌شهرکرد، دراستان چهارمحال و بختیاری محدود است ( نگاهی...، ١؛ اطلس...، ٨١؛ صابری، ١/١٤).
تیران تا ١٣٧٦ش در زمرۀ بخشهای شهرستان نجف‌آباد به شمار می‌رفت و دارای ٤ دهستان به نامهای ورپشت، رضوانیه، کرون علیا و کرون سفلى بود. در این سال از شهرستان نجف‌آباد جدا، و به شهرستانی مستقل به نام تیران و کرون بدل شد ( نامۀ فرمانداری...، شم‌ ٥١٨،٣). براساس ‌تقسیمات کشوری در ١٣٨٥ش، شهرستان تیران و کرون شامل دو بخش مرکزی و کرون، ٤ دهستان و ٣ شهر تیران، رضوانشهر و عسگران به مرکزیت شهر تیران است ( نشریه...، «استان اصفهان»).
این شهرستان از لحاظ ناهمواریهای طبیعی به دو ناحیۀ‌ کوهستانی و دشتی تقسیم می‌شود. نواحی شمالی و جنوبی آن پوشیده از دو رشته‌کوه موازی است که از رشته کوههای زاگرس خاوری به شمار می‌آیند و نواحی مرکزی آن را دشتی محدود با شیبی نسبتاً ملایم ــ که شیب آن از غرب به شرق کاهش می‌یابد ــ دربرگرفته است. کوههای پرپر (٩٦٣‘٢متر) و بزی‌نو (٩٤٤‘٢ متر) بلندترین قله‌های این شهرستان هستند که جزو رشته‌کوههای زاگرس به‌شمار می‌آیند (صابری، ١/٢٣؛ نگاهی...، «١-١»؛ فرهنگ...، ٢/١٠٣، ١٠٦). رود مرغاب (کرون) تنها رودخانۀ این شهرستان است که از کوه دالان (داران) در ٢٠ کیلومتری شرق فریدن سرچشمه می‌گیرد (افشین، ١/٧٧). تیران و کرون دارای آب و هوایی نیمه خشک و معتدل است ( نگاهی، همانجا).
این شهرستان در ١٣٨٥ش، دارای ٠٤٣‘٦٤ تن جمعیت بوده است (نک‌ : «درگاه...»، بش‌ ). اقتصاد این شهرستان برپایۀ کشاورزی، دامداری، صنعت و معدن استوار است. آب کشاورزی آن از رودخانه و کاریز و منابع زیرزمینی تأمین می‌شود. محصولات عمدۀ کشاورزی آن گندم، جو، انگور و بادام است. دامداری نیز در این شهرستان به صورت سنتی و صنعتی رواج دارد. مهم‌ترین صنایع آن نساجی، شیمیایی و صنایع کانی غیرفلزی است. قالی‌بافی هم از دیگر فعالیتهای اقتصادی در این‌شهرستان است( نگاهی، «١-٩»، «١-١١»، «١-١٢»، «٢-١٢»، «١-١٣»، «١-١٤»).
شهر تیران مرکز شهرستان تیران و کرون در°٣٢ و ´٤٢ عرض شمالی‌و°٥١ و´٩ طول‌شرقی در ارتفاع ٨٤٠‘١متری از سطح دریا واقع است (پاپلی، ١٥٥). جمعیت این شهر برپایۀ سرشماری ١٣٨٥ش، ٦٧٣‘١٥ تن است (نک‌ : «درگاه»، بش‌ ).
پیشینۀ تاریخی: هر چند آگاهی چندانی از تاریخ پیش از اسلام این ‌منطقه در دست نیست، اما باتوجه به پیداشدن
گورهایی به شیوۀ اشکانی در روستای گنهران کرون (نک‌ : جابری انصاری، ٦)، دیرینگی این منطقه را می‌توان دست کم به دوران اشکانیان رساند. همچنین چشمۀ ‌آبی در نزدیکی زیارتگاهی به نام ‌احمدرضا در تیران وجود دارد که آب آن نزد اهالی از احترام و تقدس برخوردار است. برخی از محققان بر این باورند که این زیارتگاه مربوط به ستایش آب بوده که پس از اسلام به مکان مقدس اسلامی بدل شده است و حتى نام این شهر را برگرفته از واژۀ پهلوی «تیر» و یا اوستایی «تیشتر» دانسته‌اند که در اساطیر ایرانی ایزد آبهای آسمانی بوده است (جعفری زند، ٩١-٩٢؛ نک‌ : فره‌وشی، ٤٣٣، ٤٣٤).
ظاهراً نخستین‌بار در سدۀ ٣ق/٩م، ابن خردادبه (ص ٢٠) و ابن‌فقیه (ص ٥٣١) از کرون (کروان) ــ بدون آنکه گزارشی از وضعیت آن به دست دهند ــ در شمار رستاقهای کورۀ اصفهان نام برده‌اند. سمعانی (٤/٨٥) در سدۀ ٦ ق/١٢م و یاقوت (٣/٥٦٥) در اوایل سدۀ ٧ق از روستایی به نام طهران از توابع اصفهان نام برده‌اند که منطبق با شهر تیران امروزی است (نک‌ : نوایی، ٢٤-٢٥) و خاستگاه شماری از محدثان همچون ابوصالح عقیل بن یحیى طهرانی، بوبکر ابراهیم بن سفیان طهرانی، سعید بن مهران طهرانی، علی‌ بن رستم‌ بن مطیار طهرانی، علی ‌بن یحیى‌طهرانی، محمد بن محمد طهرانی و ابوالقاسم ناجیة بن سدوس طهرانی بوده است (سمعانی، ٤/٨٥-٨٦؛ یاقوت، همانجا؛ برای جایگاه این شخصیتها، نک‌ : بخش بعدِ همین مقاله). افزون بر این قاضی ابوبکر طهرانی، صاحب کتاب دیار بکریه در تاریخ قره قویونلوها و آق‌قویونلوها، از دیگر مشاهیر منتسب به این شهر است (نک‌ : سومر، ١؛ نوایی، همانجا). حمدالله مستوفی نیز در سدۀ ٨ق در ذکر شهرهای جبال در ناحیۀ اصفهان از تیران نام برده است (ص ١٧٢).
در دورۀ قاجاریه کرون از بلوکات اصفهان به شمار می‌رفته، و شامل دو قسمت علیا و سفلى بوده که مساحتی حدود ٤ × ١٢ فرسخ را دربر می‌گرفته است. در آن دوره کشاورزی در آنجا رونق داشته، و محصولات آن گندم، جو، اندکی خشخاش و انگور ذکرشده است. آب کشاورزی آن از کاریز و رودخانه‌های زاینده‌رود و مرغاب تأمین می‌شده است. آبادیهای معروف کرون علیا دهق، علوی و حُسنی بوده است؛ تیران و عسگران نیز از آبادیهای معروف کرون سفلى به شمار می‌رفته است. در منابع دورۀ‌ قاجاریه نام‌این شهر به صورت ‌طهران، تیران و آهنگران نیز ضبط شده است (نک‌ : اصفهانی، ٣١٤-٣١٥؛ اعتمادالسلطنه، ١/٩٩؛ محدث، ١/٩٩).
مآخذ: ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق/١٨٨٨م؛ ابن‌فقیه، احمد، البلدان، به کوشش یوسف هادی، بیروت، ١٤١٦ق/ ١٩٩٦م؛ اصفهانی، محمدمهدی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٨ش؛ اطلس گیتاشناسی استانهای ایران، به کوشش سعید بختیاری، تهران، ١٣٨٣ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة البلدان،


به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛ افشین، یدالله، رودخانه‌های ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛ پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، ١٣٧٦ش؛ جابری انصاری، حسن، تاریخ اصفهان، به کوشش جمشید مظاهری، اصفهان، ١٣٧٨ش؛ جعفری زند، علیرضا، اصفهان پیش از اسلام، اصفهان، ١٣٨١ش؛ حمدالله مستوفی، نزهة‌القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛ «درگاه ملی آمار» (نک‌ : مل‌ ، SCI‌)؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمربارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛ سومر، فاروق، مقدمه بر دیار بکریۀ ابوبکر طهرانی، به کوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، تهران، ١٣٥٦ش؛ صابری، حسین، تیران از گذشته‌های دور تا امروز، اصفهان، ١٣٧٩ش؛ فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٩ش؛ فره‌وشی، بهرام، فرهنگ پهلوی، تهران، ١٣٤٦ش؛ محدث، هاشم و عبدالحسین نوایی، تعلیقات بر مرآةالبلدان (نک‌ : هم‌ ، اعتمادالسلطنه)؛ محمودیان، علی‌اکبر، نگاهی به تهران از آغاز تاکنون، تهران، ١٣٨٤ش؛ نامۀ‌ فرمانداری شهرستان تیران و کرون، شم‌ ٥١٨،٣؛ نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، ١٣٨٥ش؛ نگاهی به شهرستان تیران و کرون، سازمان برنامه و بودجۀ استان اصفهان، اصفهان، ١٣٧٦ش؛ نوایی، عبدالحسین، مقدمه بر احسن التواریخ روملو، تهران، ١٣٤٩ش؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:

SCI, www. sci. org. ir/portal/faces/public/census٨٥.
شیوا جعفری
محافل اصحاب حدیث در تیران: در سخن از فعالیتهای حدیثی در منطقۀ اصفهان، نام تیران از اوایل سدۀ ٣ق/٩م، به میان آمده است و این هم‌زمان با پای‌گیری حوزۀ اصحاب حدیث در بسیاری از مراکز فرهنگی جهان اسلام بوده است. از قدیم‌ترین محدثان شناخته‌شدۀ تیران می‌توان علی بن یحیى طهرانی را نام برد که از قتیبة بن مهران آزادانی (د پس از ٢٠٠ق؛ ابن جزری، ٢/٢٧) استماع داشته است (ابن‌قیسرانی، ١/٩٨؛ سمعانی، الانساب، ٤/٨٦). در همین دورۀ زمانی، همچنین باید از عقیل بن یحیى طهرانی (د ٢٥٨ق) سخن آورد که ابوالشیخ اصفهانی (٢/٤١٨) و ابونعیم اصفهانی (٢/١٤٤) هر دو او را در شمار رجال منطقۀ اصفهان آورده‌اند و در منابع انساب نیز به انتساب او به طهرانِ اصفهان تصریح نموده‌اند (ابن‌قیسرانی، سمعانی، همانجاها؛ مزی، ١٣/٩٣). اینکه ابن حبان، عالم خراسانی وی را ظاهراً منتسب به طهران ری شمرده است (ابن حبان، ٨/٥٢٥)، ناشی از خطا ست. به دنبال آنان باید از ابوجعفر محمدبن محمد بن صخر طهرانی (د ٢٦٨ق) نام آورد که در شمار رجال تیرانی شمرده شده (ابونعیم، ٢/١٩٤؛ ابن‌قیسرانی، سمعانی، همانجاها)، و مسافرتهایی نیز به سرزمینهای دیگر از جمله بغداد داشته است (ابن نجار، ٥/١٧٣؛ مزی، ١٦/٣٢٢).
محافل اصحاب حدیث در نیمۀ آخر سدۀ ٣ق در تیران، همچنان رونق خود را حفظ کرده، و محدثانی چون سعید بن مهران بن محمد طهرانی (د پس از ٢٨٦ق؛ ابونعیم، ١/٣٣٠؛ ابن‌قیسرانی، ١/٩٨؛ سمعانی، همان، ٤/٨٥؛ برای یاری در تخمین وفات، نک‌ : ابن حبان، ٨/٣٦٧) و ابوالحسن علی بن رستم بن مطیار طهرانی (د ٣٠٣ق؛ ابونعیم، ٢/١٠؛ ابن قیسرانی، همانجا؛ سمعانی، همان، ٤/٨٥، ٨٦؛ قس: کراجکی، ١٥٣) را پرورده است.

در سدۀ ٤ق/١٠م، همگام با رونق اصحاب حدیث در اصفهان، در تیران نیز این روند ادامه داشته، و کسانی چون ابوبکر ابراهیم بن سفیان طهرانی (نیمۀ اول سده) از شیوخ معتبر حدیث و دانش‌آموخته در اصفهان و عراق (ابوالشیخ، ٤/٢٨٢؛ ابونعیم، ١/١٩٢؛ ابن قیسرانی، همانجا؛ سمعانی، همان، ٤/٨٥؛ مرشدبالله، ١/٢٥٦، ٢٦٣)، ابوعلی احمد بن محمد بن رستم طهرانی (نیمۀ اول سده) برادرزادۀ ابن رستم طهرانی (همانجا). ابوالقاسم ناجیة‌بن سدوس طهرانی (اواسط سده؛ ابونعیم، ٢/٣٣٣؛ ابن‌قیسرانی، همانجا؛ سمعانی، همان، ٤/٨٦)، ابوبکر محمد بن جعفر بن احمد طهرانی (اواسط سده؛ ابونعیم، ١/٢٢، ٢/٢٦٦) که ظاهراً در تفسیر نیز دستی داشته، و گاه از او به ابوبکر طهرانی مفسر یاد شده است (ابن نقطه، التقیید، ١/٤١) و ابوجعفر محمد بن احمد بن عمر مؤدب طهرانی (اواخر سده) زیسته در اصفهان و بغداد (ابونعیم، ١/٤١، ٢/٣٠٩؛ ابن نجار، ٥/٢٦) از آن برآمدند.
در سدۀ ٥ ق/ ١١م، شماری از شاگردان ابوعبدالله ابن‌منده و ابن مردویه محدثان بزرگ اصفهان تیرانی بودند. از آن جمله می‌توان ابوعلی ولی بن عبدالله (اوایل سده) نوادۀ ابوبکر طهرانی مفسر و از نزدیکان ابوعبدالله ابن منده (ابن نقطه، همانجا)، ابونصر محمود بن عمران طهرانی (نیمۀ اول سده)، از شاگردان ابن مردویه (ابن قیسرانی، سمعانی، همانجاها)، عبدالرزاق ابن عمر طهرانی از شاگردان همو (خوارزمی، ١١٠)، ابوالعباس احمد بن محمد ابن سهلویه طهرانی (د ٤٦٩ق؛ ابن عساکر، ١/٣٣٧، ٦/٣٢٣، جم‌ ؛ سمعانی، همان، ٤/٨٥؛ ابن نقطه، تکملة...، ٢/٩٤)، ابوطاهر احمد بن محمد بن عمر نقاش طهرانی (اواسط سده؛ سمعانی، التحبیر، ٢/٢٨٥-٢٨٦) و محمد بن احمد حداد طهرانی (اواخر سده؛ ابن نقطه، همان، ٢/٤٠٠) را برشمرد. ابوبکر محمد بن عمر بن ابراهیم طهرانی از محدثان مهم اواخر آن سده نیز برپایۀ برخی از قراین، چون استماع قوام السنۀ اصفهانی از او (قوام‌السنه، ١/١٩١)، منتسب به تیران اصفهان و نه طهران ری بوده است (ابن عساکر، ٤٧/٣٠١؛ سمعانی، همان، ١/٢٤٤، ٢/١٨٥، جم‌ ؛ ابن نقطه، همان، ٢/٤٢٦، ٣/٤٧٧؛ ذهبی، ١٧/٣١، ٢٠/٨١).
سدۀ ٦ ق/١٢م، دورۀ افول محافل اصحاب حدیث در مراکز مختـلف آن است و در تیـران نیـز همین امـر مشهـود است. در ٣ دهۀ نخست سدۀ ٦ ق، همچنان می‌توان محدثانی برخاسته از تیران چون ابوابراهیم عبدالله بن ابراهیم ابن حماد طهرانی (سمعانی، همان، ١/٣٦١)، ابوجعفر محمد بن احمد طهرانی (همان، ٢/٨٧)، همسرش بانو خجسته دختر حداد طهرانی (همانجا؛ ابن‌نقطه، همان، ٢/٤٠٠) و ابوالطیب حبیب بن ابی مسلم (محمد) طهرانی از شاگردان ابوموسى مدینی (ابن نجار، ٢/٦؛ ابن نقطه، همان، ٤/٥٠١؛ ذهبی، ٢١/١٥٣) را در کتب و اسانید باز جست. اما از میانۀ سدۀ ٦ ق، محافل حدیث روی به اضمحلال نهاد و حملۀ مغول در آغاز سدۀ بعد، نقطۀ پایانی بر حوزه‌های حدیثی ایران و از آن جمله تیران بود.

مآخذ: ابن جزری، محمد، غایة النهایة، به کوشش برگشترسر، قاهره، ١٣٥٢ق/١٩٣٣م؛ ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت/ دمشق، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ ابن قیسرانی، محمد، المؤتلف و المختلف، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤١١ق؛ ابن نجار، محمد، ذیل تاریخ بغداد، به کوشش مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٧ق؛ ابن نقطه، محمد، التقیید، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤٠٨ق؛ همو، تکملة الاکمال، به کوشش عبدالقیوم عبدرب النبی، مکه، ١٤١٠ق؛ ابوالشیخ اصفهانی، عبدالله، طبقات المحدثین باصبهان، به کوشش عبدالغفور بلوشی، بیروت، ١٤١٢ق؛ ابونعیم اصفهانی، احمد، ذکر اخبار اصبهان، به کوشش ددرینگ، لیدن، ١٩٣٤م؛ خوارزمی، مؤفق، المناقب، نجف، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ همو، التحبیر، به کوشش منیره ناجی سالم، بغداد، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ قوام‌السنۀ اصفهانی، اسماعیل، دلائل النبوة، به کوشش محمد حداد، ریاض، ١٤٠٩ق؛ کراجکی، محمد، کنز الفوائد، تبریز، ١٣٢٢ق؛ مرشدبالله، یحیى، الامالی، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٤م؛ مزّی، یوسف، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، مؤسسة الرساله.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث