روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٢٠٩ - روزشمار جنگ شنبه ٢٦ آذر ١٣٦٢ ١٢ ربیع الاول ١٤٠٤ ١٧ دسامبر ١٩٨٣
سهم امام می شود درستش کرد حالا؟ حالا ما می توانیم مردم را، همه را بنشانیم اینجا و به زور سهم امام بگیریم؟ سهم امام حالا به اندازه ای است که همین حوزه ها را بگردانیم. بیشتر از این هم نیست. یک کمی اگر بیشتر باشد می دهند به دولت. یک دفعه آدم بگوید که نخیر، ما می گوییم که دولت مالیات نگیرد، سهم امام بگیرد. چه جور؟ از کجا بیاوریم سهم امام این قدر؟ ما از کجا سهم امام و سهم سادات پیدا کنیم که دولت را اداره بکنیم. مملکت را اداره بکنیم. این همه اشخاصی که ریخته اند به جان دولت و خرج دارند و چی دارند اداره بکنیم. خوب، بی فکر حرف می زنند آقایان. یک کسی می رود یک چیزی به آنها می گوید، آنها هم باورشان می آید. آقایانِ دیگر هم همین طورند. با سلامت نفسی که دارند باورشان می آید. باید آقایان فکر بکنند که هرکس آمد هرچی زد، باید از اول حمل بر فساد بکنند که این می خواهد یک کاری بکند.»
امام خمینی افزودند: «امروز که فساد زیاد است، حمل به صحت صحیح نیست که هر که آمد خیال کنیم راست می گوید. خیلی ها بودند، خوب، من یک ماه، بیست و چند روز یکی از همین منافقین با صورت صالح، با [اسلحه] ژ٣، با همه چیز آمد آنجا نشست در نجف، من بودم. برای من گفت، هر روز [آمد] گفت. هر روز گوش کردم. از مرحوم آقای طالقانی سفارش آورده بود. از یکی از علمای دیگر سفارش آورده بود. آنها را هم بازی داده بود. آمد گفت، من دیدم خیلی این مسلمان است. خوب ما که این قدر مسلمان نیستیم! من به او سوءظن پیدا کردم. من هیچ جوابش را ندادم. فقط گفت ما می خواهیم قیام مسلحانه بکنیم. گفتم نمی توانید. خودتان را به کشتن ندهید ولو، دیگر جوابی به او ندادم. اینها از آن وقت نقشه می کشیدند برای این کار. حالا هم هستند در میدان. نرفته اند. حالا آن جهاتی که رفته است البته کاری نمی توانند بکنند، اما این شیطنت ها را می توانند بکنند که بیایند بروند در قم پیش آقایی. بروند در فرض کنید که اصفهان پیش آقایی. بروند در شیراز پیش آقایی [و] یک کاری بکنند که صدا دربیاید. حالا از اول، کی از همه ضعیف تر است برای این کار؟ به روحانیت حمله کنیم؟ نه. به مجلس؟ نه. به دولت باید حمله کنیم، حالا به دولت. مجلس را وادار می کنند به دولت - عرض می کنم - روحانیون را وادار می کنند به دولت، بازار را وادار می کنند به دولت، همه جا به دولت [حمله بکنند]. خوب، دولت از بین رفت، فردا می آیند سراغ شماها. فردا می روند سراغ رئیس جمهور و- نمی دانم - مجلس.»
ایشان در پایان سخنان خود بار دیگر خاطرنشان کردند: «همه اینها مسائل، مسئله دولت نیست. مسئله، مسئله اسلام است. من این را برای خاطر اینکه آقایان توجه بکنند و برای خاطر اینکه تکلیفی را ادا کرده باشم عرض کردم و امیدوارم که خداوند به همه ما توفیق بدهد که همه مان باهم در رفع این گرفتاری ها بکوشیم. خوب، اگر آمدند شکایت کردند، برویم سراغ