روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٨٦ - روزشمار جنگ شنبه ١٩ آذر ١٣٦٢ ٥ ربیع الاول ١٤٠٤ ١٠ دسامبر ١٩٨٣
آنان را جمع آوری و به آقای پرتوی می دادم و تا لحظه دستگیری دقیقاً کار من به همین کیفیت بود.
... درمجموع من توضیح کلی که لازم است در اینجا بدهم این است که این افراد نظامی که با ما ارتباط داشتند همان طوری که در جلسه قبل آقای پرتوی گفتند ما برای اینها به صورت رسمی از تشکیلات نظامی صحبت نکرده بودیم. ولی به دلیل سوابق و یا افرادی که خودشان معرفی می کردند و یا رهنمودهایی که ما می دادیم اینها حتماً حدس می زدند که [ازطریق] من رابطه با تشکیلات نظامی حزبی می توانند [داشته] باشند.
به گزارش خبرنگار کیهان پس از اظهارات [محمد] معزز. رئیس دادگاه از آقای پرتوی سؤال کرد: چون این آقایان ازطریق شما طبق گفته های آقای [محمد] معزز با ایشان مرتبط شدند توضیح بدهید شما چگونه شناسایی می کردید و آمادگی اینها را برای عضو حزب شدن چطور کشف می کردید و بعداً ارتباط می دادید.
پرتوی گفت: دررابطه با آقایان و به طورکلی اعضای ارتشی حزب دو شیوه شناسایی و عضو گیری وجود داشت. شیوه اول که در مرحله اولیه هم به خصوص در سال ٥٨ انجام می شد این بود که عده ای از آقایان آن موقع که دفتر حزب باز بود خودشان مستقیماً یا به دفتر حزب مراجعه کرده بودند یا اینکه ازطریق یکی از دوستان و آشنایانشان که در شبکه ملتی حزب عضو بودند ترتیب برقراری ارتباطشان را با حزب داده بودند. پارول ارتباطی با ایشان تنظیم شده بود و این بار پارول های ارتباطی را در سال ٥٨ تماماً آقای کیانوری به من می دادند و من هم پارول ها به آقایان مسئولین تشکیلات ازجمله آقای معزز می دادم.
... غیر از این مورد شیوه دیگر این بود خود آقایانی که با تشکیلات نظامی مرتبط می شدند اگر افرادی را از همکارانشان شناسایی می کردند که گرایش و یا تمایلاتی به حزب دارند معرفی می کردند، پس از معرفی ارتباط به دو طریق برقرار می شد یک طریق این بود که مستقیماً خود معرفی کننده بعد از مشورت با حزب و تصویب مسئولین حزبی خودش به شخص تازه وارد مراجعه می کرد و او را به حزب دعوت می کرد و یک مورد دیگر این بود که مشخصات و آدرس او را می داد و کس دیگری از مسئولین تشکیلات به نام حزب به آن شخص مراجعه می کرد و بعد ازطریق درج مطلبی در روزنامه ای حزبی (به ویژه در سال ٥٨ و اوایل سال ٥٩ انجام شد. بعد دیگر موقوف شد) اعتماد ایشان را که یک نوع رابطه حزبی است جلب می کرد. این شیوه البته عمدتاً قبل از پیروزی انقلاب در تشکیلات نوید به کار می رفت.
رئیس دادگاه: دررابطه با سلاح هایی که ایشان توضیح دادند شما بیشتر توضیح دهید.
پرتوی: همان طوری که قبلاً هم گفتم و ایشان هم تصریح کردند در جریان روزهای ١٩، ٢٠، ٢١ و ٢٢ بهمن که درواقع قیام مسلحانه مردم ایران علیه رژیم سلطنت برپا شد و منجر به سقوط رژیم طاغوت شد اعضای تشکیلات سازمان نوید هم همراه مردم در تصرف پادگان ها شرکت کرد و به این ترتیب چون آن موقع هم معمول بود که همه اسلحه ها را از پادگان خارج می کردند اعضای تشکیلات هم اسلحه هایی را خارج کردند و آنها را نگه داشتند. البته آن موقع توسط مقامات جمهوری اسلامی دستور داده شد که بلافاصله اسلحه ها را مردم تحویل دهند بعد از آن هم در سال ٥٨ حضرت امام در اطلاعیه ای رسماً خواستند هرکس اسلحه دارد تحویل دهد. ولی علی رغم این مسئله آن اوایل یعنی حدود یک ماه اول منتظر بودیم که رهبری حزب به داخل بیاید و به ما دستور بدهد که چه بکنیم. بعد از اینکه رهبری حزب به داخل آمد مسئله را مطرح کردیم که این مقدار سلاح حدوداً در دست افراد حزبی است چه کنیم؟ من مستقیماً با آقای کیانوری مطرح کردم. ایشان دستور دادند که این اسلحه ها را نگهداری کرده و مخفی کنیم. البته دلیلی را که در آن زمان برای ما مطرح کردند این بود که گفتند: از آنجایی که انقلاب تثبیت نشده وضع هنوز هم مشخص نیست ضدانقلاب فعال است. هر آن ممکن است حادثه ای اتفاق بیفتد، حزب ممکن است زیر ضربه قرار بگیرد و از این قبیل، قرار بر این شد اسلحه ها را حفظ کنیم. من عین همان مسائلی را که مطرح شده بود به مسئولین تشکیلات منتقل کردم ترتیب جمع آوری سلاح ها از دست افراد حزب انجام شد. ...
گزارش خبرنگار کیهان حاکی است پس از اظهارات پرتوی رئیس دادگاه از کیانوری پرسید: آقای کیانوری جناب عالی راجع به پارول هایی که شما به ایشان دررابطه با افراد نظامی و ازجمله این افراد و همچنین دررابطه با مسئله سلاح ها توضیح بدهید.
کیانوری: آنچه که در اینجا گفته شده است من تأیید می کنم هیچ چیز نادرستی گفته نشده است.