روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٨٥ - روزشمار جنگ شنبه ١٩ آذر ١٣٦٢ ٥ ربیع الاول ١٤٠٤ ١٠ دسامبر ١٩٨٣
رئیس دادگاه: شبکه نظامی را از شبکه مخفی جدا کند یعنی چه؟
[معزز]: سازمان مخفی افراد غیرنظامی مخفی بودند سازمان تشکیلات نظامی افراد نظامی. در آن موقع یعنی آغاز سال ٥٩ ارتباطات غیرنظامی مرا گرفتند و ارتباطات نظامی ها را به علاوه چند سرشاخه غیرنظامی که اسمشان در کیفرخواست برده شد با من آشنا کردند و تشکیلات نظامی را از این تاریخ حزب به صورتی جداگانه پایه ریزی کرد.
رئیس دادگاه: تا موقعی که شما مسئول شاخه نظامی شدید چند نفر حدوداً تحت مسئول در سازمان مخفی داشتید؟
متهم: دقیقاً نمی دانم فکر می کنم ٥ نفر، در این حدود.
رئیس دادگاه: در تهران و شهرستان ها؟
متهم: دقیق نمی دانم ولی به ده نفر نمی رسید.
رئیس دادگاه: اسامی اینها را می توانید بگویید.
معزز: افرادی بودند به نام بابک، عطا، اسماعیل زاده، شایان، عسگر آهنین جگر، کاظم و عباس.
رئیس دادگاه: اسامی حقیقی اینها چه بود؟
متهم: اسامی حقیقی شان را نمی دانستم.
رئیس دادگاه: رحیم عراقی.
متهم: بله رحیم عراقی بود که از همان اول انقلاب به دفتر حزب رفت. عزیز مؤمنی، مهدی مؤمنی، غلامرضا خازه ای که همان شایان بود، کاظم، خسرو لطفی، داود ابراهیمی، رضا قنبری (کاوه)، ناهید مهتدی و هادی اسماعیل زاده که این دو از سال ٥٩ با من بودند. اینها ارتباطات من بود تا قبل از جداشدن شبکة غیرنظامی مخفی از تشکیلات نظامی. در سال ٥٩ که ارتباطات مجزا شد من با افرادی به نام بابک، کاظم، جهانگیر و عباس و بهروز که طی دو مرحله به این شبکه آمدند، تماس داشتم و این افراد مستقیماً تحت مسئولیت خودم بودند به غیر از اینها افرادی بودند که تحت مسئولیت افراد نامبرده بودند که آن هم تحت مسئولیت من و آقای پرتوی به طور مشترک بودند. این کیفیت تشکیلاتی کار من از [بعد] انقلاب [تا] سال ٥٩ که به این صورت ازنظر تشکیلاتی حزب این سازمان را شکل داد.
رئیس دادگاه: دررابطه با سلاح هایی که مربوط به پادگان ها می شود و حزب دستور جمع آوری و اختفای آنها را داده بود چه می گویید؟
متهم: در مقطع انقلاب همان طوری که همه شرکت داشتند ماها هم به حد توانمان در گوشه و کناری بودیم و دراین رابطه سلاح هایی از پادگان ها به دست افراد حزبی افتاده بود تا اینکه رهبری حزب ازطریق آقای پرتوی متوجه شدند که این سلاح ها را باید جمع آوری کنیم و نگهداریم، البته همه این سلاح ها در شاخه و شبکه من نبود. بخش محدودش در شبکه من بود و قسمت اعظم این سلاح ها ازطریق خود آقای پرتوی به شبکه ای از خودشان داشتند به من داده شد و ما به آن خانه بردیم و ازطریق هادی اسماعیل زاده و کاظم آنجا جاسازی کردیم و نگه داشتیم.
رئیس دادگاه: این سلاح ها چی بود و چقدر بود؟
متهم: این سلاح ها تقریباً از ١٠٠ قبضه بالاتر بود که در میان آنها ژ٣ بود، کلت، نارنجک، تیربار، آر.پی.جی و انواع اقسام از این جور سلاح ها که از پادگان ها به دست آمده بود و انواع مهمات.
رئیس دادگاه: توضیحات خودتان را راجع به فعالیت خودتان ادامه دهید.
متهم: از سال ٥٩ که من مستقیماً دررابطه با افراد ارتشی و نظامی قرار گرفتم. از این تاریخ حزب وظیفه ما را این قرار داده بود که با افراد ارتشی تماس بگیریم و اینها را با حزب آشنا کنیم و نشریات و جزوات و کتب حزبی را برای مطالعه به آنها بدهیم و اینها اگر افراد جدیدی را در محیط کارشان می شناسند به حزب معرفی بکنند و حق عضویت آنها را جمع کرده به حزب بدهیم. اخبار و اطلاعاتی که در محیط کارشان دارند جمع آوری کنیم و به حزب گزارش کنیم. که دقیقاً دراین رابطه هم من با افرادی که ارتباط داشتم فعالیت کردم. افرادی که ارتباط داشتم رهنمودهای حزبی را دادم کتب و نشریات حزبی را برای مطالعه به آنها دادم به آنها می گفتیم برای باقی ماندن از محیط کارشان تظاهر به اسلام بکنند. نشریات حزبی را بخوانند. اخبار و اطلاعات