روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١٨٦ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٢٤ آذر ١٣٦٢ ١٠ ربیع الاول ١٤٠٤ ١٥ دسامبر ١٩٨٣
مطرح کرد:
١. کمبود توپخانه.
٢. کمبود قاطر (برای انتقال تجهیزات).
٣. کمبود مهمات برای تخریب.
٤. ناکافی بودن تعداد بالگردهای شنوک برای کل عملیات.
٥. نیاز به نور مهتاب در زمان اجرای عملیات.
٦. نیاز به تضمین هوانیروز برای پشتیبانی پانزده روزه از عملیات.
مهدی زین الدین فرمانده لشکر١٧ علی بن ابی طالب(ع) هم گفت:
١. یگان ما جاده برای عقبه ندارد و معلوم نیست که جاده تا ١٥ روز آینده احداث شود.
٢. برای اجرای عملیات نیرو باید از پایین تا بالا پیاده روی کند و چون مسیر طولانی است، وقت کم می آوریم؛ یعنی ما در ساعت ٤ صبح با دشمن درگیر می شویم.
٣. دشمن باتوجه به وجود جاده در منطقة خودش به راحتی پاتک می کند.
٤. هوانیروز باید برای حداقل ١٥ روز پشتیبانی تضمین بدهد.
٥. برخی از پایگاه های دشمن هنوز به طور دقیق شناسایی نشده اند.
٦. میدان مین دشمن روی ارتفاع به طور دقیق مشخص نشده است.
سرهنگ روحی پور افسر عملیات هوانیروز در پاسخ به مشکلات مطرح شده گفت: ١. مسئله اصلی این است که مشخص می شود این عملیات صورت می گیرد یا نه. چون بحث برادران روی اجرا شدن یا نشدن عملیات است.٢. ما نمی توانیم تضمین بدهیم ولی در حد توان پشتیبانی می کنیم مثل تمام عملیات ها. یکی از برادران سپاه قرارگاه نجف گفت که ما در این عملیات متکی به بالگرد هستیم و شما باید تضمین کنید.
در اینجا سرهنگ صیاد شیرازی گفت که ما متکی به بالگرد نیستیم و از برادر همت سؤال کرد که آیا شما گفتید ما متکی به بالگرد هستیم؟ و او در جواب گفت که خیر ما متکی به کار خودمان هستیم ما با قاطر و نفرات کارهای تدارکاتی را انجام می دهیم، ولی باید هوانیروز کمک کند.
در همان هنگام برادران قرارگاه نجف گفتند وقتی می گوییم که هوانیروز باید ١٥ روز تضمین کند یعنی متکی به هوانیروز هستیم و واقعاً هم هستیم، ولی نمی خواهیم قبول کنیم و می دانیم هوانیروز در این حد نمی تواند کار کند.
سپس سرهنگ صیاد شیرازی کمی صحبت کردند و جلسه پایان یافت و بعد از آن یک جلسه در سطح قرارگاه خاتم و نجف تشکیل و تصمیم گرفته شد که عملیات اجرا شود.
جلسات به همین شکل ادامه داشت و هرچه جزئیات بیشتر بررسی می شد بیشتر به اجرائی نشدن عملیات پی می بردیم. در همان موقع، تاحدی روی عملیات والفجر٤ صحبت شد که ازطرف فرماندهی کل سپاه و ارتش اولویت اصلی به عملیات والفجر٤ داده شد و چون نیرو در آن منطقه کم بود، قرار شد لشکرهای عاشورا و علی بن ابی طالب(ع) از قرارگاه نجف رها شوند و تحت امر قرارگاه مقدم حمزه باشند و قرارگاه نجف با لشکرهای ٢٧ حضرت رسول الله(ص)، ٥ نصر، ٣٠ گرگان و تیپ١٠ سیدالشهدا(ع) عملیات دربندیخان را اجرا کنند. باتوجه به فشار زیاد فرماندهی برای آماده شدن برای اجرای عملیات، تمامی امکانات این لشکرها پای کار بود و وقتی دستورِ رهایی آن یگان ها به قرارگاه ارسال شد، دشمن که روی تمامی عقبه ها دید داشت، از حالت عادی بیرون آمد و منطقه را تقویت کرد.
در همان موقع، دوباره لشکر٥ نصر از تحت امر قرارگاه نجف رها شد و قرار شد فقط لشکرهای٢٧ حضرت رسول(ص) و ٣٠ گرگان و تیپ١٠ سیدالشهدا(ع) عملیات در دربندیخان را اجرا کنند و روی یک ارتفاع هلی برن انجام دهند. درنتیجه چندین جلسه با قرارگاه خاتم به منظور بررسی کمبود نیرو و مقدورنبودن عملیات هلی برن (که نظر تمامی واحدهای عمل کننده بود)، تشکیل شد و به این نتیجه رسیدیم که عملیات در همان شکل ولی محدودتر از قبل انجام شود، برای عملیات هلی برن سرهنگ صیاد شیرازی