النجاة - ابن سينا - الصفحة ٦٥ - چند دفتر ارسطو كه در شفاء گنجانده شده است
گزارش ميانين او هم هست ولى چاپ نشده است و آن هم ترجمه عبرى دارد.
ترجمه لاتينى گزارش ابن رشد بر ان از ميكائيل اسكوپوس است. گزارش ميانين و كوچك او هم به لاتينى در آمده است، گزيده عربى آن در شفاى ابن سينا هست.
گويند كه اسكندر افروديسى همه آن را گزارش كرده است. ابن رشد گويا از آن است كه در تلخيص (ص ٣٣) گنجانده است.
المفيودروس آن را گزارش نمود. از ترجمه اسطاث هم ياد كردهاند. ابو بشر متى نيز آن را ترجمه نمود آن هم با اصلاح، ابو زكريا بدان مىنگريسته است. همين نزديكيها گزارش ثامسطيوس را يافتند و دانسته شد كه آن دو تا است: كوچك و بزرگ.
گزارش يحيى نحوى بر آن كامل است و ترجمه عربى آن در خوبى به ترجمه سريانى نمىرسد. نوشتهاند كه كندى آن را گزارشى نوشته و حسن بن موسى گزين كرده و ابو هاشم جبايى از آن خرده گرفته و فارابى بر آن گزارشى دارد كه ابن رشد از آن آورده است.
(ارسطوى بدوى- فهرستهاى كهن از موروMoraux - دستگاه ارسطو از هاملين فهرست نامها- ترانسميسيون بدوى ٧٩- آثار عربى ارسطو از پترز ص ٣٧- قفطى ٤٠ و ٤١- ابن نديم ٣١١- ديباچه ترجمه فرانسوى تريكو چاپ ١٩٣٤- ديباچه ترجمه انگليسى ويليامزWilliams چاپ ١٩٨٢- ديباچه ترجمه عربى لطفى سيد از ترجمه فرانسوى سنت هيلر) ٥- آثار علوى ارسطو كه در چهار دفتر است و او در ان از نوشتههاى فيلسوفان و تاريخنگارانى كه از آنها ياد مىكند بهره برده است. در بخش چهارم آن برخى ترديد كردهاند كه از او باشد. آن را در رشته طبيعتشناسى پس از سماع طبيعى و آسمان نامه و كون و فساد و پيش از جانورشناسى او دانستهاند.
سرگذشت اين نگارش در آغاز دو ترجمه فرانسوى تريكو (١٩٤١) و پيرلوئى (١٩٨٢) و چاپ عبد الرحمن بدوى از ترجمه گزيده عربى كه آن هم در يك نسخه مانده است آمده است. سزگين نيز از ان كاوش نموده است.
جابر بن حيان از آثار علوى ارسطو در نوشتههاى خود ياد كرده و در حدود العالم