النجاة - ابن سينا - الصفحة ١ - ديباچه
=
ديباچه
بنام خداوند جان و خرد
كزين برتر انديشه بر نگذرد
در كتاب نجات كه اينك مىبينيم گزيده مانندى از شفاى ابن سينا فيلسوف بزرگ ايران گنجانده شده كه آن هم خود گزيدهايست از يك دوره فلسفه نظرى: منطق، طبيعى، رياضى، الهى، كه از ارسطوطاليس و دانشمندان ديگر يونان بما رسيده است.
شايسته است كه درباره اينها اندكى گفتگو شود.
ارسطوطاليس فيلسوف يونانى در سال ٣٨٤ پيش از مسيح از مادر بزاد هنگامى كه ديوترفسDioterphes( ٤٨٣ -٣٨٣ ) فرمانروا (آرخون) بوده است، در سال نخستين المپياد نود و نهم و به نوشته شهرستانى در الملل و النحل (ص ١٩٦ چاپ سنگى) در نخستين سال پادشاهى اردشير دوم پسر داراى دوم (٤٠٤- ٣٦٠).
او در سال ٣٢٢ در شصت و دو يا سه سالگى هنگامى كه فيلوكلسPhilocles( ١٢٣ -٢٢٣ ) آرخون بوده در سومين سال المپياد صد و چهاردهم در گذشته است (دستگاه ارسطو از هاملينHamelin ص ٣- زندگى ارسطو از كروستChroust ص ٧٣- تاريخ الفلاسفة به عربى ترجمه از فرانسه ص ١٠١).
آموزشگاهى كه ارسطو در ٣٣٤ در بازگشت به آتن باز كرده بود ورزشگاه يا گردشگاهى بود بنام «لوكئيون»Lukeion كه مانند باغ اپيكورس و رواق يا سايبان زنون در برابر آكادموس افلاطون بنياد گذارده شده و او در هنگام تدريس راه مىرفته است تا هنگام روغن مالى در رسد (ديوگنس لائرسيوس٢ V ( از اين روى بدان نام پريپاتوسPripatos دادهاند. اين آموزشگاه پس از ارسطو از ٣٢٢ تا ١٣٣، پيش از مسيح باز بوده است. (ژ. مورو ٢٥٩- آلبرريوو ٣١٧) ديوگنس لائرسيوس در آغاز سرگذشت ارسطو (٥: ٢) هم اين نكته را آورده و از «پريپاتتيكوس» يا مشاء (رهرو) ياد كرده است.
ابن مقفع در منطق (ص ٣٣) از ياران افلاطون و ارسطو نام برده و ابن بهريز