النجاة - ابن سينا - الصفحة ٣٤ - پيوند دفترهاى متافيزيك با يكديگر
بسنده پيوسته با گوهرهاى جزئى با كنار گذاشتن جنسها و كليات بررسى مىشود.
گفته شد كه در زتا و اتا از گوهر ديدنى بررسى مىشود و آن را با مبادى بنيادى و صورت و ماده مىپيوندد. ولى در لاندا نشان مىدهند كه علتى جنباننده شخصى ناگزير است كه باشد و در ان شتابزده اين شالوده ريخته مىشود كه هستى و گيتى يا طبيعت خود آشكار مىسازند كه جنباننده نخستين هست. اين نخستين شالودهايست كه در ان به ژرفى نگريسته نشده است، و يا اينكه آن گزيده انديشهها ايست از فيزيك كه با هستىشناسى متافيزيك پيوستگى دارد.
فصلهاى لاندا بهم پيوستهاند و در آغاز فصل ششم از اين پيوند آگاهى داده شده است. بخش دوم آن كه فصلهاى ششم تا دهم باشد بگواهى گزارندگان كهن و نو بسيار سودمند است و به گمان بونيتس اين بخش را با زتا در گروه متافيزيك نخستين رده به شمار است و ارسطو آن را پايه متافيزيك خود مىداند و به گفته راس سنگ بنيادين آنست. پس با اينكه در لاندا به آلفا تا تتا به ويژه به زتا بازگشتى نيست فصلهاى ششم تا دهم لاندا همه متافيزيك را رساتر مىسازد و كم و كاستى آن را برميدارد.
آنچه كه بونيتس گفته است كه لاندا نه مانند دفترهاى ديگر متافيزيك كه از فلسفه نخستين و هستى از آن روى كه هستى است بررسى مىكند، جز از جنباننده نخستين كاوشى ندارد، و آن هم از كاوشهاى دفترهاى ديگر بيگانه است؛ درست نيست.
ابن رشد در آغاز لام (ص ١٣٩٤- ١٠٤٥) سخنى دارد بسيار ارزنده كه مانا از اسكندر افروديسى گرفته است. بوئيژ دو پاره از آن را در مجلد چهارم (ص ٥٨ و ٥٩) از روى حاشيه نسخه ليدن دوباره آورده است:
اسكندر مىگويد كه دفتر لازم چنان كه برخى گفتهاند بازپسين دفترهاى متافيزيك است و درست هم هست، چه ديگر دفترها در برخى شكوك و آپوريها وانمود شده و در برخى ديگر گشوده شده و در برخى از آنچه بر هستى ناب بار است سخن رفته است.
در اين دفتر از مبادى و بنياد هستى ناب و گوهر نخستين كه هستى راستين است، گفتگو مىشود. و از متافيزيك هم همين را مىخواهند، چه در دو دفترى كه پس ازين مىآيد تنها از شكست و نقض سخنان آنان كه به صور و اعداد مىگرايند ياد