النجاة - ابن سينا - الصفحة ٢٠ - پيوند دفترهاى متافيزيك با يكديگر
A
تاN نشان مىدهند و نشانههاى حرفى را از سى سال پيش تا كنون برترى مىنهند.
در اينكه اين نگارش روىهمرفته از ارسطو است سخنى نيست ولى در تك تك آنها گفتگو است و اينكه آيا اين دفترها از آغاز همينگونه پياپى هم به نگارش در آمدند و كار خود ارسطو است يا نه. تاريخ نگارش هر يكى از آنها يا پيوندى كه با يكديگر دارند جز با ژرف نگريستن بدانها روشن نخواهد شد. پيش از بازگفتن شالوده كلى آنها و پيوند آنها با همديگر و آگاهى از اينكه آنها به سادگى پهلوى يكديگر گذارده شدند يا اينكه مانند بنيادهاى پيوسته يك دستگاه هستند ناگزيريم به هر يك جداگانه بنگريم، پس مىگويم كه:
١- دفتر آلفاA يا الف كبرى از نخستين كارهاى ارسطو است و با دفتر او بنام «در باره فلسفه» كه پارههاى از ان تا اندازهاى گسترده براى ما مانده است نگارشى است برنامهوار( Oeuvre programme Die Program mschriftt ). و از ان روزگار است كه او بىدرنگ پس از درگذشت افلاطون به دربار هرمياس به آسوس رفته و سه سالى (٣٤٨- ٣٤٥) در آنجا بزيست. انديشه او با انديشه افلاطون در آن هنگام سخت پيوسته بوده و او در ان در آنجا كه از مثالها سخن مىدارد از خود با واژه «ما» ياد مىكند (٩b ٠٩٩ ,٩ ) و مىرساند كه خود يكى از آكادميايىها است. پس از اين شاگرد از استاد جدا مىشود به ويژه در دفتر مو در آنجا كه مانندش در آلفا هم هست خود را از آكادميا دور مىدارد و اين جدايى و خردهگيرى از انديشه استاد در فصل نهم آلفا هم آشكار است.
اين جدايى استاد و شاگرد در انديشه و دگرگونى سخن ارسطو به ويژه در مثل چندان ژرف نيست و ارسطو در برابر آيين آكادميايى استاد خود را پذيرا نشان مىدهد. او در آلفا و «درباره فلسفه» (پاره ١٠ و ١١) كه از روزگار جوانى او است از نمونهگرايىParadigmatisme افلاطون خرده مىگيرد و از انديشه او خود را بكنار مىكشد. صورت او همان مثال افلاطونى است اگر چه آن پايدار است و ناديدنى. در خداشناسى كه در دفتر «فيلوسوفيا» شالوده ريزى شده است اگر چه آن با انديشه افلاطونى پيوستگى دارد ولى او از آغاز كوشيده است كه خود را آفريننده انديشه خويش نشان دهد. خداى يگانه او مانند خداى افلاطون است ولى هستى است نغز و بىآلايش و برتر و با جنبانندگى آشكارا. جان جهان را كه