النجاة - ابن سينا - الصفحة ٢١ - پيوند دفترهاى متافيزيك با يكديگر
در تيمائوس ياد شده به كنار گذارده است. پس پيشرفت انديشه ارسطو و گسترش آن را كه مىخواهند پايگاههاى آن را نشان دهند در بنياد دستگاه فلسفى او چندان نشانى ندارد.
دفتر آلفا بخش پيشين متافيزيك است و ديباچه آن و در آن روش پندارشناسى ياد كسوگرافى نوينى گرفته شده كه در نگارشهاى بزرگ ديگر او هم ديده مىشود بدينگونه كه انديشه پيشنيان ياد گردد و كوشش شود كه با زبان و واژههاى خود او گفته شود كه آن انديشه نمونه و شالودهاى بيش نيست و از پيش نماياننده انديشه خود او است. او در آن مىكوشد تا برساند كه واژهها و مسائلى شالودهريزى شده و دشواريهايى با آنها ببار مىآيد و با گزارش اين انديشهها و آوردن تاريخ آنها هرگز آنچه را كه خود مىخواهد كه بنياد گذاردن دانش مبادى نخستين باشد فراموش نمىكند و از ان انديشهها آن اندازه بررسى مىكند كه در كاوش خود سودمند باشد و نمىخواهد خود را در سنجش آنها سرآمد نشان دهد، بلكه با ياد كردن آنها به نتيجههاى استوارى برسد و بررسى از آنها را تا آن اندازه در خور مىداند كه انديشه خويش را با سنجش با آنها، از دشواريها و خردهگيريهايى كه شايد با آنها روبرو گردد دور بدارد. پس گزارش او از آنها با خردهگيرى و سنجش آنها همراه است.
گاهى گزارش او چندان روشن نيست و فيلسوفان گذشته را از خرد و آزمايش دور مىداند.
اين دفتر تاريخ دستگاههاى فلسفى يونانيان را از تالس تا افلاطون به ما نشان مىدهد.
ابن رشد در آغاز تفسير دفتر لام (١٣٩٧- ١٣٩٨) سخنى دارد كه بوئيژ در مجلد چهارم (ص ٥٨) از روى حاشيه نسخه ليدن دوباره آن را آورده است. در ان آمده است كه: چون در شناخت سببها و علتها بايستى شماره جنسهاى نخستين آنها را دريافت و با آنچه پيشينيان در اين باره گفتهاند آشنا بود؛ از اين روى او در دفتر آلفا گفتار آنان را نشان داد، و گفت كه علتها چهارند، و دليل آورد كه اگر به سخن آنان درست بنگريم جز چهار سبب نمىيابيم. سپس گفته آنان را به ويژه آنان كه الهىاند درباره سببهاى هستىها، آورده نه آنان كه طبيعى هستند، چون كه در دانش طبيعى سخنان آنها را ياد كرده است. آنان همانها هستند كه مبادى و بنيادها را شمارها و اندازههاى رياضى مىدانند و او در اين دفتر آلفا اندكى با آنها