النجاة - ابن سينا - الصفحة ٢٣ - پيوند دفترهاى متافيزيك با يكديگر
رسيدهايم و شيفته آن هم هستيم و شيفتگى ما بدان در آفرينش ما هست و چنين چيزى هم بىپايه و تباه نخواهد بود. ابن عدى هم در گزارش خود آن را دفتر نخستين الهى مىداند (ص ١٦٨ و ١٦٩) ٣- بتا يا باء كه به گفته اسكندر در گزارش خويش (١٨، ١٧٢) پيشينيان آن را آغاز متافيزيك مىدانستند چه دو دفتر پيش مانند ديباچهايست براى آن. بتا خود بخود دنبالهايست براى آلفا و دربند (٨ b ٦٩٩ ,٢( به آن باز مىگرداند و از روزگاريست كه آلفا پرداخته شده و كار ارسطو در آن هنگام به روش افلاطون نزديك بوده و بيشتر به هستى گوهرهاى برتر از گيتى يا طبيعت مىنگريسته است، به جز آپورى قوه و فعل كه در فصل ششم (٣٣ b ٢٠٠١( آمده و آن با ديدنىها پيوستگى دارد. ارسطو در آن مانند آلفا واژه «ما» بكار مىبرد و خود را يكى از افلاطونيان نشان مىدهد و روش جزمى هم ندارد و مىكوشد كه آنچه درست است آن را از ميان انبوهى از تاريكيها بيرون كشد. در آن شالوده مسائلى ريخته شده كه گشايش راز آنها در دفترهاى آينده است و همين خود مىرساند كه متافيزيك يك نگارش با سر و سامان و در چيدهايست كه بخشهاى گوناگون آن يك برنامه استوار و گستردهاى را نشان مىدهد نه اينكه دفترها هر يك كاوشى جداگانه باشند كه فراهم آورده شده باشند.
ابن رشد هم در آغاز تفسير آن گفته است كه ارسطو را روش چنين است كه بر خلاف نيقولاوش در الهى نخست سخنان دشوار و جدلى را يكجا برشمرد (بتا) و واژههاى فلسفى را روشن سازد (دلتا) اگر چه در فيزيك چنين نكرده است.
٤- دفتر گاما يا جيم كه در هشت فصل است و در آن از هستى از آن رهگذر كه هستى است يا هستى ناب و از آكسيومها يا اوليات و از اصل تضاد سخن مىرود و با آلفا و بتا پيوسته است. گذشته از نوسازىها و دستكاريها كه در ان شده است بايد از روزگاران نخستين زندگى ارسطو باشد. بسيارى از آپورىهاى بتا در آن گشوده مىشود در دو فصل نخستين آن پرسشهاى ١ و ٣ و در فصل سوم تا پايان دفتر آن به پرسش دوم پاسخ داده مىشود. از همين جا پيوستگى آلفا و بتاوگاما آشكار مىگردد. تحليل بتا بسيار ساده و پيوند فصلهاى آن هم آشكار است.
در آن دو بخش است: فصلهاى ١ و ٢ كه موضوع الهى در آن روشن مىگردد، فصلهاى ٣ تا ٨ كه در بندى از آن براى اصل تناقض برهانى آورده مىشود، و آن خود در برابر هراكليتس و سوفيستوسها ارزشى دارد. پيوستگى اين دو بخش نيز روشن