النجاة - ابن سينا - الصفحة ٣٠ - پيوند دفترهاى متافيزيك با يكديگر
٧١ a ٤٠١
از آنها سخن رفته است در بتا از آنها بررسى مىگردد. فصل دوم بند٧١ b ٥٥٠١ بتا به زتا بازميگردد و آن را دنبال مىكند و رساترش مىسازد، چه در ان گوهر تنها از رهگذر هستىشناسى بررسى مىشود. پس يوتا به ساختمان متافيزيك بستگى دارد و چنان كه گزارندگان كنونى مىخواهند بايستى از رهگذر منطقى پس از مو و نو گذارده شود.
ولى اين خواهش چندان پايهاى ندارد. و اگر آن را از گروه «زتا» اتا، تتا» بگيريم كارى بيهوده كردهايم. از سوى ديگر اگر به بررسىهايى كه يوتا نشان مىدهد سربسته و به اجمال هم بنگريم خواهيم يافت كه آن بخشى است از متافيزيك كه آن را رسا مىسازد، چه فلسفه نخستين از هستى كاوش مىكند، و در فصل دوم گاما هم روشن شده است كه هستى و يگانگى بهم وابستهاند؛ پس بررسى از يگانگى و آنچه از ان برخاسته مىشود هم از آن فلسفه نخستين خواهد بود. از آنچه گذشت آشكار مىگردد كه پيوند يوتا را با دفترهاى «آلفا، بتا، گاما، اپسيلون، اتا، زتا، تتا، ناگزير بايد پذيرفت.
١١- دفتر كاپا يا كاف را برخى از روى قراين لفظى خواستهاند بگويند كه از ارسطو نيست. ولى اين سخنان چندان استوار نمىنمايد و امروزه بخش نخستين آن را از وى مىدانند چه در فصل يكم بند٩١ a ٩٥٠١ به آلفا و در فصل هفتم بند٦٣ a ٤٦٠١ به دلتا بازگشت شده است. فصل ١- ٨ كه نخستين بخش است بازگويى است از «بتا، گاما، اپسيلون» آن هم با شتابزدگى و درست شده، روش پلاتونى هم در برخى از بررسىهاى آن ديده مىشود اگر چه گرايش ارسطاطاليسى در اين هشت فصل آشكار مىباشد. از رهگذر انديشه و زبان هر دو، آن بايد از ارسطو باشد. نشانه روش پلاتونى كه در نگارشها آغازين وى سخت پيداست و در اين يكى هم هست مىرساند كه آن بايستى پيش از «بتا، گاما، اپسيلون» به نگارش درآمده باشد. از بند٦ b ٩٥٠١ آغاز فصل يكم كاپا كه آن گونه نيست كه در بند همتاى آن در بتا آمده است، بر مىآيد كه در ان از انديشه مثالهاى افلاطونى خردهگيرى مىشود همان گونه كه در فصل نهم مىبينيم. پس بتا بايد پس از كاپا باشد. اين سخن را مىتوان پذيرفت ولى دليل آن بسيار سست مىنمايد چون كه همه كاپا بما نرسيده است.
بخش دوم فصل ٩- ١٢ كه پيوندى با بخش نخستين ندارد مانند پيش در-