ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٤٦ - فصل سيم در ابطال مذهبهاى تباه
مادت، أجزاى مقوّم بود مر حيات را، و چون مفارقت كرد، آن معنى برخاست، و در بعث آنچه مادّت بود، و آنچه صلاحيت داشت و نبود، در پذيراى حيات، و در پيوستن نفس ايشان، هر دو يكىاند و حاجت به مادت از روى پذيرايى است، و ايشان در آن هر دو يكسانند. و چون چنين باشد؛ تعيين يكى كردن، سببى خواهد موجود، و چون نباشد تحكّم باشد.
و اگر تو تأمل كنى بدانى كه: ظاهر زمينى آبادان، همه تن مردگان است، كه با خاك بوده است، و از آن كشتزار ساخته، و زرع از آن برآمده، و آن زرع غذاى مردم شده. و چون چنين باشد؛ چگونه ممكن نبود كه مادّهاى كه دو [١] صورت مردمى داشته است در دو وقت، هر دو صورت در يك وقت به وى باز آيد، بىقسمتى، و اگر قسمت تقدير كنند عدل برداشته باشند.
و اگر كسى گويد: چون نفس را بعث كنند لازم نيست كه پيوند وى هم با آن كالبد باشد كه اول بود، و مادت هم آن بود، بلكه از هر «خاك و آب و آتش و هوا» كه اتفاق افتد روا باشد. جواب دهيم كه: اين سخن به عينه مذهب تناسخيان است؛ و مذهب اول هم تناسخ است، اما به گفتن به صورتى ديگر بيرون دادهاند [٢]. اما در حقيقت هيچ فرقى نيست ميان دو عنصر همانند يكديگر كه يكى در آن، صورت آدمى بوده بود، و مفارقت كرد و نيست شد. و يكى نبوده بود، و نه هست.
و چون چنين باشد؛ اگر باز آمدن روح به يكى از اين هر دو، تناسخ باشد. باز آمدن بدان ديگر هم تناسخ باشد؛ زيرا كه بدنى كه در آفرينش ديگر [٣] روح بدان پيوندد، نه آن است كه اول بود. و باز آمدن روح به آن كالبدى كه آن نه كالبد اول است، تناسخ است.
و اگر ايشان گويند: ما به تناسخ آن مىخواهيم كه روح باز به كالبدى آيد كه نه انباز كالبد اول باشد، در يك مادت، راست به عينه [٤]. بدين خواست با ايشان خصومتى نيست، و ليكن از روى معنى هر دو يكى است.
و بدان كه سستترين رأى در كار «معاد» رأى نصارى است. و بيان اين سخن آن است كه:
شريعتى كه به زبان محمد مصطفى [٥]- عليه الصلاة و السلام- آمده است، گزينترين و فاضلترين شرايع است. و از اين جهت بود كه هم شرع به وى ختم شد. و اگر نه چنان بودى كه فضيلت اين شرع بيش از آن است كه به تبع چيزى ديگر كنند، آن را اينجا بيان كرده شدى. اما
[١] . در اصل «ماده كه در صورت» امده، و متن عربى چنين است: كانت حاملة لصورتى انسانين فى وقتين، لهما جميعا، فى وقت واحد، بلا قسمة». (اضحويه چاپ قاهره، ص ٥٧)
[٢] . يعنى به صورتى ديگر بيان كردهاند.
[٣] . در آفرينش دوم. (د)
[٤] . متن عربى: «البدن غير المشارك للبدن الاول فى المادة الواحدة بالعدد». (اضحويه چاپ قاهره، ص ٥٨)