ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٩٠ - تعليقات
فروزانفر، بديع الزمان: در مورد اين رابطه، يا ديدار ابو على سينا با شيخ ابو سعيد ابو الخير، چنين مىنگارد:
١- تاريخ ملاقات: در كتاب اسرار التوحيد و حالات سخنان شيخ ابو سعيد كه داستان ديدار اين دو بزرگ نقل شده، تاريخ و زمان ملاقات آنان تعيين نگرديده، ولى چون ابو على سينا به موجب تصريح خود وى، از حدود سال ٤٠٣ به بعد در گرگان و رى و همدان و اصفهان و بلاد غربى ايران مىزيسته، و مسلما به خراسان بازنگشته است، و انتقال او از بخارا به خوارزم هم به موجب قراينى كه به دست مىدهد، در حدود سال ٣٩١ ه- بوده است، و از طرفى هم مىدانيم كه ابو سعيد ابو الخير به بخارا و خوارزم نرفته، و نيز تا چهل سالگى- يعنى حدود ٣٩٧ ه- اين معنى بدو روى ننموده است، پس ملاقات اين دو ما بين سنوات (٣٩١ و ٤٠٣) و به احتمال قوىتر ما بين (٣٩٧- ٤٠٣) اتفاق افتاده، و چون ابو على سينا در شرح حال خود تصريح دارد كه در موقع خروج از خوارزم به نسا و باورد رفته است، و عزيمت او از خوارزم در حدود سال ٤٠٣ ه- بوده، بدين جهت مىتوان گفت كه: او را در اين سال با ابو سعيد اتفاق ديدار افتاده است. اينك گفته ابو على: «ثم دعت الضرورة الى الانتقال الى نسا و منها الى باورد و منها الى طوس» ٢- محل ملاقات: بنا به روايت مؤلف اسرار التوحيد اين ملاقات در نيشابور. و بگفته مؤلف كتاب «حالات و سخنان شيخ ابو سعيد» در مهنه واقع گرديده؛ ولى گفته اخير به صواب نزديكتر است، چه آنكه مسافرت ابو على به نسا و باورد مسلم است، و مهنه نزديك اين دو شهر مىباشد، ولى رفتن وى به نيشابور هيچ دليل تاريخى ندارد، و ابن سينا در شرح حال خود گويد: «و منها الى باورد و منها الى طوس و منها الى شقان و منها الى جاجرم رأس حد خراسان و منها الى جرجان». و اگر گذار او به نيشابور افتاده بود موجبى نداشت كه از محل غير معروفى به نام شقان نام برد، و اسم نيشابور را كه از امهات بلاد خراسان است از قلم بيندازد. و اينكه شقان را از توابع نيشابور شمردهاند شاهد و گواه سفر بو على بدان شهر نتواند شد، زيرا فرضه يا قلمرو نيشابور در آن روزگار وسعت بسيار داشته، و به همين مناسبت بسيارى، از بلاد و نواحى خراسان را در عداد توابع نيشابور ذكر كردهاند. و اينكه در تتمه صوان الحكمه بعد از ذكر عبارت شيخ گويد: «و لم يدخل نيشابور» دليل ديگر است بر صحت آنچه گفتيم، و اگر نسخهاى را كه به جاى شقان «سمقان- سمنگان» قيد مىكند، معتبر شماريم اين احتمال هم مورد نخواهد داشت.
٣- مكتوبات و سؤالات ابو سعيد از شيخ: از روايت مؤلف «اسرار التوحيد» و «حالات و سخنان شيخ ابو سعيد» چنين مستفاد مىشود كه: ميان اين دو بزرگ پيش از ديدار مكاتبه و مراسله بوده است، و اين مطلب هر چند با وجود شهرت و آوازه بو على سينا قبل از اين تاريخ هم اشكالى ندارد- چنانكه سؤالات ابو ريحان از وى هم در آغاز جوانى و شهرت او واقع گرديده، و به همين مناسبت ابو ريحان هنگام ذكر مباحثات خود با ابن سينا، در كتاب آثار الباقيه (تأليف حدود سنه ٣٩١) او را الفتى الفاضل مىخواند- زيرا مىتوان هم فرض كرد كه بعضى از آنها را ابو سعيد بعد از اين تاريخ نوشته باشد. و گفته مؤلف اسرار التوحيد كه: شيخ ابو سعيد كتب خود را در خاك نهفت، و شاخه موردى بر سر آن خاك نشاند، اگر هم