ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٤٩ - فصل سيم در ابطال مذهبهاى تباه
نيك و بد. و چون چنين باشد، واجب باشد كه وى را بعث كنند؛ پس لازم باشد كه وى را ثواب و عقاب باشد، چنان كه در شرع محمد- صلى اللّه عليه و آله- بيان كردهاند. و اگر نه كه ثواب و عقاب روحانى است، بعث كالبد را چه فايده؟
و چون نهاد شرع ايشان بر آن است كه روحانى است، بايستى كه بيان كردى كه چون است؟ و چگونه خواهد بود؟ و به وجهى بيان كردى كه عوام فهم كنند، و بدانند و رغبت نمايند و بترسند. و در دين ترسايان از اين معانى هيچ نيست، جز اين قدر كه حال نيككردار چون حال فريشتگان باشد. و همانا كه اگر فراتر شدى و بر اين زيادت كردى، گمراه شدندى در فهم آن. و نه چنان تصور كردندى كه وى خواسته است تا به آنكه بيشتر مردم خود برآنند- اگرچه نمىيارند گفتن از ترس شرع- كه فريشتگان بدبختند، و ايشان را راحتى و لذتى نيست، كه چون نخورند و نياشامند و نكاح نكنند و شب و روز در تسبيح و عبادت باشند، كه هيچ فترت در آن نيست. و در سرانجام كار، ايشان را ثواب نخواهد بود- يعنى خوردن و آشاميدن- چنان كه عوام پندارند. پس اين غايت بدبختى و رنج و عذاب است. و آنچه عامه مردم اعتقاد دارند، اگرچه به صريح از ترس شرع نمىيارند گفتن، اين است.
از براى آن كه «سعادت حقيقى و لذت روحانى» است، ايشان را مفهوم نيست. و در وهم ايشان نيايد كه خود تواند بود، بلكه محال شناسند. و اگرچه بعضى مردم به زبان گويند، به دل اعتقاد ندارند. و چون چنين باشد؛ پندارند كه فريشتگان در عذاب هميشهاند.
سپرى شد و به آخر رسيد سخن ما، در ابطال مذهب آن جماعت كه مىگويند: معاد جز بدن را نيست. و اين قدر كفايت باشد. و باللّه التوفيق.