ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٣٧ - فصل دوم در اختلاف رأيها در آن
گروهى روا مىدارند باز آمدن نفس را به هر جسمى كه باشد، اگر حيوان باشد، و اگر نبات.
و گروهى مىگويند كه: هرآينه بايد كه حيوان باشد.
و گروهى مىگويند كه: روا [نباشد] [١] كه نفس مردم جز با كالبد مردم آيد.
و اين گروه ديگر باره به دو گروهاند:
گروهى مىگويند كه: نفسى كه بدبخت باشد- و دانش حاصل نكرده باشد- واجب آن است كه باز به بدن آيد تا تمام شود، و مستعد رستگارى گردد.
و گروهى مىگويند كه: جمله نفوس را تناسخ واجب است. اگر بدكردار باشد، و دانش حاصل نكرده باشد، به آن كالبد آيد كه پيوسته در رنج و غم و محنت باشد. و اگر علم و دانش حاصل كرده باشد، نيكبخت است، باز به كالبدى آيد كه در نعمت و راحت باشد.
و از تناسخيان جماعتى- كه به قرآن گرويدهاند- اين آيت كه: «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ... [٢]» بر مذهب خويش تفسير مىكنند، و مىگويند: دليل مىكند كه ايشان امثال مااند در كالبد، و انباز در نفس به قوّت [٣]. يعنى كه روا باشد كه نفس مردم در كالبد مرغ آيد، بعد از مفارقت از كالبد مردم؛ بدان تفصيل كه بيان كرديم.
و اين آيت ديگر كه گفته است: «حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ» [٤] مراد آن است كه: نفس بدكردار پيوسته از بدنى به بدنى لطيفتر مىشود تا صافى شود، و چنان شود كه در كالبد كرمى خرد آيد كه از خردى [٥] در سوراخ سوزن تواند شد.
اين جمله در بيان مذاهب است در «معاد» و حقيقت آن، و آنچه از حكما در اين باب نقل
[١] . در متن «روا باشد» آمده، و متن عربى چنين است: و فرقة لا يجوزون دخول نفس انسانيه، فى نوع غير الانسان اصلا.
(اضحويه، چاپ قاهره، ص ٤١)
[٢] . سوره انعام (٦) - وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ (آيه ٣٨) ترجمه: و نيست هيچ جنبندهاى بر زمين رونده، و هيچ مرغى كه هست در هوا به بالهاى خويش پرنده، مگر آن كه هستند همچون شما خدا آفريده و روزىخورنده، هيچ چيز فرو نگذاشتيم در كتاب، يعنى لوح محفوظ، پس زنده شوند همگان، و به پيشگاه خداى بازگردانيده شوند در آن جهان.
[٣] . متن عربى: هو انهم مشاركون لنا فى نفوسهم بالقوة. (چاپ قاهره، ص ٤٢)
[٤] . سوره اعراف (٧) - ... وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ (آيه ٤٠) ترجمه: ... به بهشت راه نمىيابند تا آنكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد.
[٥] . در متن «خورد» و «خوردى» آمده.