عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٧ - فصل ششم بيع سلف و احكام آن
ترجمه:
ح: لازم است مسلم فيه و مبيع را به كيل يا وزن و يا عدد معلوم نمايند البتّه جواز تقدير مسلم فيه به عدد در صورتى است كه بين افراد معدود اختلاف اندك و ناچيز باشد.
ط: اقرب اين است كه بيع سلم را مىتوان حال و نقد انجام داد مشروط به اينكه مبيع در حال عقد عام الوجود و فراوان باشد.
ى: در بيع سلم لازم است در وقت فرا رسيدن مدت مبيع عام الوجود فراوان باشد.
ك: اگر در ضمن عقد بطور مطلق و بدون نام بردن از اينكه مقصود ماه هلالى است يا شمسى مثلا دو ماه را مدّت و اجل بيع قرار دادند، اطلاق حمل بر ماه هلالى مىشود.
ل: اگر در معامله سلمكه تمام ثمن بايد نقد و بعد از عقد پرداخت شود مقدارى از آن را با مدّت قرارداد كنند مثلا بگويند:
نصف آن را فى المجلس و نصف ديگر را در عرض دو ماه بايد بپردازيد تمام معامله باطل مىباشد هم نيم نقد و هم نصف مؤجل.
م: در بيع سلم اگر مكان تسليم مثمن را شرط و تعيين نمودند لازم است به آن عمل كنند و در غير اين صورت اطلاق مقتضى است كه آن را در بلد عقد تسليم كنند.
ن: در ضمن عقد سلم مىتوان شرطى كه مشروع و جايز است را ذكر نمود.
و نيز جايز است مشترى بعد از فرارسيدن مدّت قبل از آنكه مسلم فيه را قبض كند آن را به بايع يا ديگرى بفروشد منتهى اين بيع مكروه است.
س: اگر بايع مبيع را فوق صفتى كه بايد آن را به مشترى بدهد به وى تسليم نمود بر مشترى قبول آن لازم است ولى در صورتى كه پستتر از آنچه موظّف به دادنش هست را به وى بدهد قبول آن بر مشترى واجب نمىباشد.
ع: اگر مشترى به همان فرد پست و نازل راضى بشود معامله لازم مىگردد.
ف: اگر در وقت فرارسيدن اجل بيع و زمان تسليم مسلم فيه ناياب شد مشترى مخيّر است بين فسخ معامله و اينكه صبر كند تا مبيع بدست آيد.