عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١ - حكم صورتى كه مدعى مىگويد بينه ندارم
ترجمه:
فرع
اگر مدعى از حاكم بخواهد كه اقرار منكر را بنويسد، وى موظّف است آنرا با نوشتن ثبت نمايد چنانچه اگر از او خواست بر اقرارش شاهد بگيرد مكلّف است باين امر اقدام نمايد مشروط به اينكه يا او را شناخته و يا دو عادل شهادت دهند كه وى را مىشناسند و يا به صفات ظاهرى او اكتفاء كرده و با درج خصوصياتش صورت اقرار او را بنويسد.
فرع
بعد از اقرار منكر به حق و صادق بودن مدعى اگر مدّعى حق خويش را از وى مطالبه نمود و او ادّعاى اعسار كرد حاكم مكلّف است از طريق شهادت بيّنه عادلى كه بر باطن حال وى آگاه است صدق گفتارش را احراز نمايد و يا طرف مقابلش يعنى مدعى او را بر اين ادّعاء تصديق كند و يا اساسا اصل دعوى و مخاصمه غير مال بوده و منكر قسم بر اعسار خويش بخورد در تمام اين سه صورت او را رها مىكنند ولى در غير اين سه فرض او را بايد حبس نمود تا از حالش مطلّع شد.
انكار و پارهاى از فروعات آن
و امّا اگر منكر ادّعاى مدّعى را انكار كرد امر از دو حال خارج نيست:
الف: حاكم به حق عالم باشد كه در آن صورت بايد به علم خود عمل كند.
اعم از آن كه مورد نزاع حق اللّه بوده يا حقّ النّاس باشد.
ب: حاكم عالم به حق نباشد كه در اين فرض بايد از مدّعى مطالبه بيّنه نمايد و در اين صورت امر از دو حال خارج نيست:
١- مدّعى مىگويد: بيّنه ندارم.
٢- مدّعى مىگويد: بينه دارم.
حكم صورتى كه مدّعى مىگويد بيّنه ندارم
در اين صورت حاكم بايد به او بگويد: مىتوانى خصم را قسم بدهى لذا اگر از حاكم بخواهد كه خصم را قسم دهد حاكم بايد او را قسم بدهد.
لازم بتذكّر است كه حاكم بدون درخواست مدّعى حق ندارد منكر را قسم بدهد.