عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٣ - فصل چهارم در بيان فروش ميوهجات
ترجمه:
در روايتى چنين آمده:
حق مشترى در اين دو عبد منحصر بوده و وى ضامن عبد فرارى نيست در نتيجه نصف مبيع منفسخ مىشود و مشترى به بايع رجوع نموده و نصف پولى را كه به او داده استرداد مىنمايد و عبد باقى مانده بين بايع و مشترى مشترك مىماند مگر عبد فرارى روزى پيدا شود كه در اين وقت مشترى مخيّر است در اخذ هركدام كه بخواهد.
تبصره
اگر به روايت مزبور عمل نموده و به حكم آن ملتزم شديم در اجراء حكم آن نسبت به غير مورد روايت مثل آنجائى كه بايع بيش از دو عبد جهت انتخاب حق در اختيار مشترى نهاد تردّد و شك مىباشد.
چنانچه در جريان حكم نسبت به موردى كه مبيع غير عبد بوده همچون كنيزبلكه در هر عينى از اعيان اين ترديد و شك وجود دارد.
فصل چهارم: در بيان فروش ميوهجات
بنابر اصح قبل از اينكه ميوه بر درخت ظاهر شود، فروشش جايز نيست نه ميوه يكسال و نه بيشتر از آن.
فرع
فروش ميوه بعد از بدو صلاح [١] جايز بوده و در جواز آن قبل از بدو صلاح و بعد از ظهور بين فقهاء اختلاف مىباشد و اقرب آن است كه اين بيع كراهت دارد.
[١] كلمه « بدو » به معناى ظهور است و منظور از بدو صلاح ميوه صلاحيت پيدا نمودنش براى اطلاق نام ميوه بر آن مىباشد.