عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٧ - احكام قرض
ترجمه:
س: زمانى كه مديون فوت كند تمام ديون مدّتدار او حالّ و نقد مىشوند ولى با فوت مالك و طلبكار طلبهاى مدّتدارش حال نمىشوند.
ع: اگر بدهكار از پرداخت دين خود عاجز بود و مفلّس اعلام شد در صورتى كه عين متاع طلبكار نزد او باقى مانده و به آن زيادى متّصله اضافه نشده باشد وى مىتواند آن را از بدهكار بستاند ولى به فرض وجود چنين زيادى ممكن نيست آن را اخذ نمايد.
برخى از فقهاء فرمودهاند:
اگر چه زيادى ياد شده در متاع بوده باشد مع ذلك مالك حق دارد آن را انتزاع نمايد.
ف: اگر زيادى حاصل در متاع از قبيل زيادى منفصله باشد مانع از برداشتن صاحب متاع نيست.
ص: در صورتى كه مديون فوت شود و تركهاش از اداء ديون قاصر بوده و به آنها وافى نباشد تمام طلبكاران وى در عرض هم و با يكديگر مساوى مىباشند و اگر ما ترك او به قدر ديون باشد به عقيده مشهور صاحب عين نسبت به آن از ديگر طلبكاران اولى بوده فلذا مىتواند عين متاعش را بردارد و اگر چه ديگران راضى به آن نباشند.
ابن جنيد رحمه اللّه مىفرمايد:
صاحب متاع اختصاص به آن داشته و بر ديگران مطلقا مقدّم است چه ماترك ميّت وافى به ديون بوده و چه به مقدار آنها نباشد.
ق: اگر صاحب متاع در وقت مطالبه ثمن از مفلس ملاحظه كرد كه وى آنرا ناقص و معيوب كرده مىتواند همان معيوب را برداشته و به مقدار نقصى كه به متاع وارد شده با طلبكاران ديگر شريك و به نسبت نقص به مجموع ثمن خود را مستحق قرار دهد.