عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٧ - فصل سوم در بيان فروش حيوان
ترجمه:
بچّه نابالغى كه در بلاد كفر پيدا مىشود اگر مسلمانى كه احتمالا طفل مزبور از او باشد در آن شهرها زندگى نكند رق مسلمين است بخلاف طفلى كه در بلاد اسلامى پيدا شود زيرا اين طفل ظاهرا محكوم به حرّيت است مگر آنكه بعد از بلوغ و رشد اقرار به رقيّت خود كند كه در اين صورت طبق اصح قولين اين اقرار از وى پذيرفته شده و حكم به مملوك بودنش مىشود.
فرع
اگر در زمان غيبت امام عليه السّلام اتّفاق افتاد كه مسلمين كفّارى را اسير نمودند حكم آن است كه مسلمين مالك آنها شده و خمس نيز به آنها تعلّق نمىگيرد و اين حكم البته رخصتى است از ناحيه ذوات مقدّسه عليهم السّلام به ما كه رقاب را بدون پرداخت حقّى تملّك كنيم.
فرع
مرد مسلمان نسبت به چند طائفه مالك مستقرّ نمىشود:
١- اصول [١]
٢- فروع [٢]
زنانى كه از محارم نسبى باشند چه آنكه اجماع فقهاء است كه مرد مالك مستقر ايشان نمىشود.
٤- زنانى كه از محارم رضاعى باشند.
[١] مقصود از « اصول » پدر و مادرر و اجداد پدرى و مادرى مىباشند.
[٢] مراد از « فروع » اولاد است چه ذكور و چه اناث.