عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٧ - كتاب صلح برخى از احكام صلح
ترجمه:
امّا تعبير به « يد » و « رجل » صحيح نيست.
ع: اگر پيش از آنكه كفيل مكفول را احضار نمايد مكفول فوت شد كفالت باطل مىشود زيرا متعلّق آن نابود شده است مگر در جائى كه مطلوب از كفالت احضار مكفول بوده تا بر عين او شهادت داده و بدين وسيله حكم كنند كه وى مال را تلف نموده يا با او معاملهاى صورت گرفته است.
كتاب صلح برخى از احكام صلح
الف: صلح هم با اقرار و تصديق مشروع بوده و هم با انكار مگر صلحى كه موجب تحليل حرام يا تحريم حلالى گردد كه در اين صورت مشروع و جائز نمىباشد.
ب: اجمالا صلح از عقود محسوب مىشود لذا بعد از ايجاب و قبولى كه از دو شخصى كامل و جائز التصرف صادر شوند لازم مىگردد.
ج: صلح ذاتا عقد مستقلى بوده و تابع عقود ديگر نيست.
د: طلب نمود صلح از احد المتخاصمين اقرار به حقّانيت طرف مقابل نيست.
ه: اگر دو شريك با هم به اين نحو مصالحه كنند كه سرمايه را يكى برداشته و باقى اموال از آن ديگرى باشد اعم از آنكه سود برده يا متضرّر شود چنين مصالحهاى بعد از انقضاء شركت صحيح مىباشد.
و: اگر اين طور صلح كنند كه يكى از دو شريك سرمايهاش را برداشته و ديگرى بقيه اموال را اعم از آنكه ضرر نموده يا سود ببرد مشروط به اينكه از زمان صلح به بعد شركتشان به همين نحو ادامه يابد يعنى سرمايه يكى از دو شريك در بين بوده بدون اينكه سود يا زيانى متوجهاش گردد و صرفا سود و يا ضرر را ديگرى متحمّل شود، در چنين شرطى تأمل و نظر مىباشد.
ز: صحيح است كه عين و منفعت را متعلّق صلح قرار داده و هريك از اين دو را به مثل و جنس خود يا با مخالفش مصالحه نمايند.