عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٣ - احكام كفالت
ترجمه:
د: اگر كفيل از تسليم نمودن مكفول امتناع ورزيد حاكم مجبورش نمايد و در صورتى كه باز از آوردن وى ابا نمود مستحق (مكفول له) از حاكم بخواهد كه وى را حبس نمايد تا كفيل را آورده يا حقّى كه به عهده او است كفيل بپردازد.
ه: اگر عقد كفالت را معلّق واقع كنند باطل است چنانچه ضمان و حواله نيز همينطور مىباشند.
و: در صورتى كه كفيل بگويد:
اگر فلانى را حاضر نكردم مبلغ كذائى به عهده من باشد در اين جا كفالت صحيح است ولى مالى كه شرط نموده به عهدهاش نيامده و لازم نيست آن را بدهد.
ولى اگر بگويد:
بعهده من فلان مبلغ باشد اگر وى را حاضر نكنم.
مالى كه شرط كرده به عهدهاش آمده و در صورت حاضر نكردن مكفول آن را بايد بپردازد.
ز: اگر غريم و بدهكار را كسى از دست طلبكار رهانيده و به زور و قهر آزاد نموده و فرارى دهد احكام كفالت به عهدهاش مىآيد.
و بعبارت ديگر:
رها كننده اگر چه كفيل نيست ولى حكم وى به عهدهاش ثابت مىشود.
فرع
در نتيجه اگر غريم قاتل عمدى بوده يا قتل شبه عمد از وى صادر شده باشد بر رها كننده لازم است او را حاضر كرده يا ديه مقتول را بپردازد.
ح: اگر مكفول غايب بود حكم اين است كه بعد از فرارسيدن زمان احضار به مقدارى كه كفيل به نزد وى رفته و او را بياورد به كفيل مهلت داده مىشود.
ط: اگر عقد كفالت را مطلق واقع ساخته و در آن مكان تحويل و تسليم مكفول را معيّن نكردند اطلاق منصرف است به لزوم تسليم در بلد عقد.