عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٩
ترجمه:
ح: لازم است حصّه را به طور جزء مشاع معيّن كنند نه بطور تعيين. [١]
ط: اگر چند درخت مورد مساقات باشند جايز است حصّه از هركدام با حصّه از ديگرى اختلاف و از نظر مقدار تفاوت داشته باشد مشروط به اينكه متعاقدين تمام انواع مختلف را كه مورد عقد هستند بدانند.
ى: بر مالك مكروه است شرط كند كه عامل با حصّهاى كه به مالك بايد بدهد مبلغى طلا يا نقره نيز بپردازد، حال اگر يكى از متعاقدين چنين شرطى نمود بر وى واجب است به شرطش ملتزم بوده و آن را عملى نمايد مشروط به اينكه ميوهها از آفات سالم بمانند.
ك: در هر موردى كه عقد فاسد شد ميوههاى به ثمر رسيده از آن مالك بوده و به عهده او است كه اجرة المثل عامل را بپردازد.
ل: اگر عقد مساقاتى را در عقد مساقاة ديگرى شرط كنند اقرب آن است كه شرط صحيح مىباشد [٢]
م: اگر مالك و عامل در خيانت كردن عامل با هم نزاع داشتند و مالك مدّعى آن بوده و عامل آن را انكار كند حكم اين است كه جانب عامل مقدّم بوده و وى بايد قسم بخورد.
ن: عامل حق ندارد باغى را كه به عمل مساقات پذيرفته با ديگرى در معرض عقد مساقات قرار دهد.
س: خراج و ماليات به عهده مالك است مگر آنكه شرط كنند كه وى آن را نپردازد.
ع: به مجرّد ظهور ميوه بر درخت حصّه مملوك متعاقدين مىشود و متوقف برچيدن آن نيست.
ف: بر هريك از عامل و مالك كه نصيبشان از حصّه به قدر نصاب برسد زكات واجب است.
ص: اگر عقد مساقات بعد از تعلّق وجوب واقع شد و آن را تجويز نموديم زكات تنها بر مالك واجب است.
[١] جزء مشاع مانند نصف و ثلث و جزء معيّن نظير صد رطل.
[٢] مثل اينكه مالك به عامل بگويد: با تو مساقات مىكنم كه عملاين باغ و بستان را انجام دهى مشروط به اينكه عمل فلان باغ را هم به عهده بگيرى.