عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٩ - فصل پنجم بيع صرف و احكام آن
ترجمه:
ط: ظروفى كه از طلا و نقره با هم ساخته شدهاند وقتى به طلا و نقره معاوضه شوند معاملهاشان جايز و بلا اشكال است و در صورتى كه عوض آنها طلا يا نقره باشد صحّت معاوضه مشروط است به اينكه عوض بر نقد هم جنسش علاوه و اضافه باشد.
البته بايد توجه داشت كه علم به اينزيادى لازم نبوده بلكه غلبه ظنى كفايت مىكند.
ى: اگر بخواهند زيور و زينت شمشير و اسب را به مجانسش بفروشند لازم است بمقدار آن علم داشته باشند و اگر پيدا نمودن علم ممكن نبود ظن غالب به زيادى ثمن كفايت مىكند و در صورتيكه حصول ظن نيز متعذّر باشد مىبايد آنرا به غير مجانسش بفروشند.
ك: اگر بايع بگويد:
اين متاع را به نصف دينار فروختم.
بر مشترى لازم است در مقابل مبيع « شق » [١] دينار بدهد مگر آنكه عرفا از اين كلمه نصف صحيح اراده كرده يا بايع در تلفظ و كلامش بآن تصريح نمايد.
و همچنين است اگر به جاى « نصف دينار» نصف درهم بياورد.
ل: برادههاى طلا و نقره كه در وقت زرگرى پاى كار زرگران جمع مىشوند از نظر حكم مانند خاك معدن طلا ونقره مىباشند.
فرع
در صورتيكه زرگر صاحبان برادهها را نشناسد لازم است آنها را از طرف اربابان صدقه دهد و بعد از دادن صدقه اگر صاحبان آنها ظاهر شده و به صدقه راضى نشدند اقرب اين است كه زرگر ضامن بوده و بايد مال ايشان را ردّ نمايد و اگر بعضى از صاحبان اموال معلوم باشند بر زرگر لازم است ذمّه خود را از خصوص حقّ ايشان برى نمايد.
[١] كلمه « شق » بكسر شين و تشديد قاف عبارت است از نصف كامل مشاع.