توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩ - اقسام وجه شبه
حاليكه امر حسّى كلّى نبوده بلكه جزئى ميباشد.
جواب
در جواب مىگوئيم:
مقصود از حسّى بودن وجه شبه اينستكه افراد و مصاديق آن بواسطه حسّ درك ميشوند.
شارح گويد:
ضمير در [ان قيل هو] به وجه شبه راجع مىباشد و حاصل اشكال اينستكه:
گفته شد وجه شبه گاهى امر حسّى و زمانى امر عقلى است.
بايد توجّه داشت وجه شبه همانطوريكه قبلا گذشت امرى است كه طرفين تشبيه در آن با هم مشترك هستند يعنى قدر جامع و وجه مشترك بين آندو است پس مىبايد امر كلّى باشد چه آنكه بديهى است امر جزئى ممتنع و مستحيل است كه در آن شركت واقع شود فلذا اهل اصطلاح گفتهاند:
الجزئى ما كان فرض صدقه على كثيرين ممتنعا.
و بهرصورت امر حسّى كلّى نيست زيرا واضح و روشن است كه هر شيئ حسّى در مادّه موجود بوده و نزد مدرك حاضر ميباشد و مثل چنين چيزى صرفا جزئى بوده و نميتوان فرض كليّت برايش نمود نتيجتا ميگوئيم وجه شبه نبايد هيچگاه حسىّ يعنى جزئى باشد.
حاصل جوابيكه از اين جواب داده شده اينستكه: