توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣١ - تشبيه غريب
چه آنكه در وجه شبه اينمثال به شرحيكه سابقا گذشت كثرت تفصيل ميباشد و لذا وجه شبه در اين تشبيه در نفس كسيكه آئينه دائمه الاضطراب و لرزان را مىبيند واقع نميشود مگر آنكه نظر و ديدنش را به آن از سر گرفته و در رؤيتش كمال دقت را بنمايد.
ب: حضور مشبهبه در ذهن باشد.
و ندرت حضور مشبه يا در وقتى است كه مشبه در ذهن حضور دارد زيرا مناسبت بينشان بعيد مىباشد چنانچه مثال آن قبلا گذشت و آن گل بنفشه به آتش افروخته كبريت بود.
و يا ندرت حضورش مطلقا است.
و ندرت حضور مشبهبه بطور مطلق بخاطر يكى از جهات ذيل ميباشد:
١- آنكه امرى است وهمى همچون نيش غول.
٢- آنكه مركّب خيالى است مانند اعلام يلقوت كه بر روى نيزههاى زبرجدى قرار گرفته باشند.
٣- آنكه مركّبب عقلى است مانند مثل حمار كه حامل اسفار باشد
٤- آنكه مشبّهبه تكرّرش بر حسّ قليل باشد مانند قول شاعر:
و الشّمس كالمرآه فى كفّ الاشل.
چه آنكه بسا شخص عمرش سپرى شده و براى يكبار هم اتّفاق نيافتاده كه ببيند مردى آئينهاى در دست لرزان خود دارد.
پس تشبيه شمس به مرآت فى كف الاشل از دو جهت غرابت وجود دارد:
اوّل: كثرت تفصيل در وجه شبه.