توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٠ - اقسام تشبيه
لغت گفتهاند كه در عرف گفته ميشود: صوره اللّه صورة حسنه فتصوّر يعنى:
خداوند متعال آنرا متصوّر بصوت نيكو گردانيد پس آن نيز بخود صورت حسن گرفت و كلمه [مشمس] بصيغه اسم فاعل يعنى روزى كه خورشيد در آن تابان بوده و ابر آنرا نپوشانده باشد (روز آفتابى).
و [قد شابه] يعنى خالطه (آميخته باشد با آن).
و اينكه شاعر (زهر الرّبا) يعنى درخشندگى قلّه مرتفعات و تپّهها را اختصاص به ذكر داد جهتش آنستكه قلّه مرتفعات درخشندهگى بيشترى از ساير اشياء داشته و نيز نورش سبزتر و شديدتر جلوهگر است و ديگر آنكه اينها مقصود به نظر مىباشند و هربينندهاى كه به پهناى دشت و صحرا و سطح زمين نظر مىافكند شعاع ديدش متوجّه بلندىها مىباشد.
و ضمير در [فكانّما هو] به نهار مشمس راجع بوده و حاصل آنكه روزى كه داراى چنين خصوصيّت و امتيازى باشد ميتوان دربارهاش گفت كه [مقمر] است يعنى شبى مهتابى ميباشد چه آنكه نور آفتاب وقتى به قلّه مرتفعاتى كه از سبزى پوشيده شدهاند مىتابد رنگ سبز اين قلل از نور آفتاب كاسته گويا ميل به سياهى پيدا مىكند، پس مشبّه مركّب بوده و مشبّهبه يعنى [مقمر] مفرد مىباشد.
شرح فارسى
توضيح
قوله: غير مقيّدين: يعنى بمضافاليه يا مفعول و يا وصف و يا حال مقيّد نيستند.
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني ؛ ج٤ ؛ ص٢٠١