توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٠ - انتزاع وجه شبه از امور متعدد
را براى تو زينت كرده و ظاهر و آشكار نمايد.
پس كلام در اينجا بر حذف جارّ و ايصال فعل مىباشد و تقدير عبارت چنين است:
ابرقت لقوم عطاش.
و كلمه [عطاش] جمع عطشان مىباشد.
و [اقشعت] يعنى تفرّقت و تجلّت يعنى [انكشفت].
شاهد در اينستكه انتزاع وجه شبه از [كما ابرقت قوما عطشا غمامة] خطاء و اشتباه است زيرا لازمست آنرا از جميع بيت انتزاع كرد چه آنكه مقصود شاعر آنستكه حالت مذكور در ابيات سابق را به حال ظاهر شدن ابر براى طائفهاى كه تشنهاند و سپس متفرّق گشته و از هم باز شود و بدين وسيله طائفه منتظر باران را متحيّر و سرگردان گذارد تشبيه نمايد و اين تشبيه باعتبار متّصل بودن آغاز اميدواركننده به پايانى كه خالى از اميد است مىباشد.
كلمه [باتّصال] در عبارت مصنّف يعنى باعتبار اتّصال لذا [باء] در آن همچون [باء] در عبارت ادباء است كه گفتهاند:
التّشبيه بالوجه العقلى الاعم: يعنين التّشبيه باعتبار الوجه العقلى المقدّم.
چه آنكه امر مشترك بين مشبّه و مشبّهبه در اينجا عبارتست از اتّصال مذكور.
سپس بدنبال عبارت مصنّف يعنى باتّصال ابتداء الخ ميگويد:
تشبيه مركّب بخلاف تشبيه مجتمع همچون: زيد كالاسد و و السّيف و البحر مىباشد چه آنكه مقصود در اين قسم از تشبيه،