هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٩
صورت، فرد كامل از تحت آن خارج خواهد بود. و اگر گفته شود كه كمال و نقص هردو در مقام ذات اخذ نشده، بلكه هردو از مقام ذات بيرون مىباشند، در اين هنگام تشكيك در ماهيت نخواهد بود. [١]
مرحوم صدر المتألهين در «اسفار» اين استدلال را مصادره دانسته است، ولى در شواهد ربوبيه از اين نظر عدول كرده و به نفى تشكيك در ماهيت اذعان پيدا كرده و مىفرمايد:
«المعاني الكلّية لا يقبل الأشد و الأضعف سواء كانت ذاتيات أو عرضيات سوى الوجود، فانّه بذاته ممّا يتفاوت كمالا و نقصا و تقدّما و تأخّرا. و أمّا المعاني الكلّية إنّما يلحقها التقدّم و التأخّر و الكمال و النقص بواسطة وجود ذاتها الخاصة، فالنور مثلا لا يتفاوت في مفهومه بل في وجوده». [٢]
٣- جاى گفتگو نيست كه علّت مقدّم بر معلول است و بر آن تقدّم علّى دارد، خواه از يك نوع باشند مانند: عليت آتشى بر آتش ديگر يا از دو جنس مانند: عليت صورت و هيولى براى جسم و عقل اوّل براى عقل دوّم.
دليل بر چنين تقدّم همان صحّت تخلل «فاء» است، در قول معروف «حرّكت اليد فتحرك المفتاح» البته تقدّم زمانى در علّت صحيح نيست؛ زيرا نتيجه آن انفكاك معلول از علت تامّه است كه در جاى خود مقرر شده كه محال است.
[١] . اسفار، ج ١، ص ٤٢٨.
[٢] . الشواهد الربوبية، ص ٩٥.