هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٣
سخن درباره وحدت كثرت
حقيقت وجود يكى از دو مسئلهاى است كه حكماى بزرگ آن را رأس كلّ معارف شمردهاند، از اين نظر شايسته است كه اين مسئله از نظر آرا و انظار و تشخيص صحيح از سقيم مورد بررسى قرار گيرد.
١- نظريه مشائين
حكماى مشائى مصاديق وجود را حقايق متباين مىدانند، آن هم متباين بالذات كه كوچكترين ما به الاشتراكى ميان آنها نيست، تا به ما به الامتياز نيازمند باشد و مظاهر وجود از واجب تا ممكن، از جوهر تا عرض و ...، در نظر آنان مانند اجناس عاليه است كه همگى متباين بالذات بوده و وجه اشتراكى ميان آنها نيست. بنابراين، وجود واجب و ممكن، جوهر و عرض از نظر وجود، هريك بسيط و متباين با يكديگرند و امتياز آنها به تمام ذات است، نه با فصول و نه با منضمات. و نه با مشخصات، همانطور كه در اجناس عاليه اين نظر مورد اتّفاق است.
انگيزه آنان براى اين نظر همان موضوع علّيتى است كه ميان